حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٤٠ - ٣ يادداشت هايى با رويكردى نو در باب سنت اسلامى
معاذ نيز بوده است. براساس آن مدرك، در قرآن نه از صيام سه روزه و نه روزه عاشورا هيچ ذكرى به ميان نيامده است. البته اشاره كرديم كه در اين حديث تلاش زيادى شده تا به قرآن استشهاد شود. با اين همه، ارجاع به اين دو نه از قرآن بلكه از تفاسير قرآن استنباط شدهاند. در آيات قرآن (بقره. ١٨٣- ١٨٧) مسأله وجوب روزه يك صفحه پيش از اشاره به زمانبندى يا طول مدت روزهدارى طرح شده است. در حديث معاذ، پيش از آنكه خدا فريضه روزه را بر مسلمانان واجب كند، محمد [ص] سه روز روزه در هر ماه و روزه عاشورا را مرسوم كرده بود. در هر دوى اين مدارك، روزهدارى، پيش از آنكه براى نخستين بار نامى از رمضان برده شود، واجب شده است.
حديث معاذ برخاسته از يا تداوم [ديدگاه] گروههايى است كه از خاستگاه تفسيرى جزئيّات مربوط به تاريخ زندگانى محمد [ص] مبنى بر اينكه او در زمان ورود به مدينه و پيش از وجوب روزه رمضان پيروان خود را به روزهدارى سه روز در هر ماه و نيز روزه عاشورا ملزم كرده بود، ناآگاه بوده- يا هستند. به اين ترتيب، احاديث تفسيرى تبديل به سيره يا حديث «تاريخى» شده بودند. اين به مرتبه واجب يا حديث «تجويزى» نرسيد. زيرا، همانگونه كه ديديم، نه صيام سه روزه و نه روزه عاشورا، هيچ يك بخشى از ساختار اجبارى تكاليف مسلمانان را تشكيل نمىدهند. امّا هر دوى آنها تا حد زيادى به [نظام] عمل راه يافتهاند چه مدتهاست به عنوان بخشى از نظام عبادات اختيارى به آنها توصيه شده است. نكته جالب توجه اين است كه طبرى به حديث ابن ابى ليلى بيش از حديث معاذ اعتماد دارد:
وقتى پيامبر به مدينه رفت به پيروانش فرمان داد سه روز در هر ماه را به عنوان عمل عبادى اختيارى [تطوع] و نه اجبارى، روزه بگيرند.[١]
طبرى: هيچ مدركى دال بر وجوب روزه ديگرى بر مسلمانان، قبل از وجوب روزه رمضان، در دست نيست. چه از دوران ابراهيم تاكنون روزه ماه رمضان واجب بوده است.[٢]
[١]. طبرى، ج ٣، ص ٤١٩.
[٢]. همان، ص ٤١٢ به بعد؛ قس همان، ص ٤١٧.