موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٨ - وصل در بيان سرّ وضو و اشاره به خطيئه آدم عليه السلام و مظاهر آن
عضو را؛ پس، امر فرمود خداى عزّ وجلّ به شستن روى، براى آن كه نظر نمود به شجره؛ و امر فرمود به شستن دستها تا مرفق، چون با آنها تناول نمود؛ و امر فرمود به مسح سر، چون دست خود را به سر گذاشت؛ و امر نمود به مسح قدمها، چون كه با آنها به سوى گناه رفته بود.
و در باب علّت وجوب صوم نيز در حديث شريف است كه يهودان سؤال نمودند كه به چه علّت واجب نمود خداوند بر امّت تو سى روز روزه در روزها.
فرمود: همانا آدم عليه السلام چون از آن درخت خورد باقى ماند در شكمش سى روز؛ پس، واجب فرمود خداوند بر آدم و بر ذرّيّهاش سى روز گرسنگى و تشنگى را؛ و تفضّل فرمود بر آنها به اين كه در شبها اجازه خوردن داد به آنها[١٢٨].
از اين احاديث شريفه، اهل اشارات و اصحاب قلوب را استفادههايى باشد كه خطيئه آدم عليه السلام با آن كه از قبيل خطيئات ديگران نبوده، بلكه شايد خطيئه طبيعيه بوده يا خطيئه توجه به كثرت كه شجره طبيعت است بوده يا توجه به كثرت اسمائى پس از جاذبه فناى ذاتى بوده، لكن از مثل آدم عليه السلام، كه صفىّ اللَّه و مخصوص به قرب و فناى ذاتى است، متوقّع نبوده؛ لهذا به مقتضاى غيرت حبّى، ذات مقدّس حق، اعلان عصيان و غوايت او را در همه عوالم و در لسان همه انبياء عليهم السلام فرمود. و قال تعالى: «وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى»[١٢٩]. با اين وصف، اين همه تطهير و تنزيه لازم است براى خود و ذرّيّهاش كه در صلب او مستكنّ بودند و در خطيئه شركت داشتند، بلكه پس از خروج از صلب نيز شركت نمودند.
پس خطيئه آدم و آدمزادگان را چنانچه مراتب و مظاهرى است- چنانچه اوّل
[١٢٨] - علل الشرائع، ج ٢، ص ٣٧٨، باب ١٠٩، حديث ١.
[١٢٩] -« پس آدم، پروردگارش را نافرمانى كرد و گمراه شد».( طه( ٢٠): ١٢١)