موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٢ - فصل دوم ذكر حديث مصباح الشريعه در سرّ و ادب سلام
به مظهريت موجودات از اسماء الهيه است. و بايد عبد سالك اين لطيفه الهيه را كه در باطن ذات و خميره او به وديعت نهفته است، اظهار كند، و در جميع معاملات و معاشرات و امانات و ارتباطات استعمال كند، و در مملكت باطن و ظاهر خود نيز سرايت دهد؛ و در معاملات با حق و دين حق تعالى استعمال نمايد تا خيانت به وديعت الهيه نكرده باشد. پس، حقيقت «سلام» را سرايت دهد در جميع قواى ملكيه و ملكوتيه خود و در جميع عادات و عقايد و اخلاق و اعمال خويش تا خود از همه تصرّفات سالم ماند. و طريق تحصيل اين سلامت را تقوا معرفى فرموده.
و بايد دانست كه تقوا را مراتب و منازلى است:
پس، تقواى ظاهر، نگاهدارى ظاهر است از قذارت و ظلمت معاصى قالبيه.
و اين تقواى عامّه است.
و تقواى باطن، نگاهدارى و تطهير آن است از افراط و تفريط و تجاوز از حد اعتدال در اخلاق و غرائز روحيه. و اين تقواى خاصّه است.
و تقواى عقل، نگاهدارى و تطهير آن است از صرف آن در علوم غير الهيه. و مراد از علوم الهيه علومى است كه مربوط به شرايع و اديان الهيه باشد. و جميع علوم طبيعيه و غير آنها كه براى شناخت مظاهر حق است الهيه است و اگر براى آن نباشد، نيست، هر چند مباحث مبدأ و معاد باشد. و اين تقواى اخصّ خواص است.
و تقواى قلب، و آن نگاهدارى آن است از مشاهده و مذاكره غير حق. و اين تقواى اولياء است. و مقصود از حديث شريف كه فرمايد حق تعالى: «أنا جَليسُ