موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٨ - فصل هفتم در شمّهاى از تفسير سوره مباركه «قدر» به قدر مناسبت اين اوراق
سنه شود. پس، بدان كه حقيقت «قضا» و «قدر» و كيفيّت آن، و مراتب ظهور آن، از اجلّ و اشرف علوم الهيه است؛ و از باب كمال دقّت و لطافت آن، غور در اطراف آن براى نوع مردم منهىّ و موجب حيرت و ضلالت است. و از اين جهت، اين حقيقت را از اسرار شريعت و ودايع نبوت بايد شمرد، و از بحث دقيق در اطراف آن بايد صرف نظر كرد. و ما اشاره به يك مبحث آن، كه مناسب اين مقام است، مىكنيم، و آن آن است كه با آن كه تقدير امور در علم حق تعالى در ازل آزال شده و از امور تدريجيه نسبت به مقام منزّه علم ربوبى نيست، معنى «تقدير» در هر سال، در ليله معيّنه، چيست؟
بدان كه از براى «قضا» و «قدر» مراتبى است كه به حسب آن مراتب و نشآت احكام آنها متفاوت شود. مرتبه اولى از آن، حقايقى است كه در حضرت علم به تجلّى به «فيض اقدس» تبع ظهور اسماء و صفاتْ تقدير و اندازهگيرى شود. و بعد از آن در اقلام عاليه و الواح عاليه، حسب ظهور، به تجلّى فعلى تقدير و تحكيم شود. و در اين مراتب تغييرات و تبديلاتى واقع نشود. و قضاىِ حتمِ لا يُبَدَّل، حقايق مجرّده واقعه در حضرات اعيان و نشئه علميه و نازله در اقلام و الواح مجرّده است. و پس از آن، حقايق به صور برزخيه و مثاليه در الواح ديگر و عالم نازلتر ظهور كند، كه آن عالم «خيال منفصل» و «خيال الكلّ» است، كه به طريقه حكماء اشراق آن عالم را عالم «مُثُل معلّقه» گويند[٦٩٣]. و در اين عالم تغييرات و اختلافاتى ممكن الوقوع بلكه واقع است. و پس از آن، تقديرات و اندازهگيرىها به توسّط ملائكه موكّله به عالم طبيعت است؛ كه در اين لوحِ قدرْ تغييرات دائمى و تبديلات هميشگى است، بلكه خودْ صورت سيّاله و حقيقت
[٦٩٣] - مجموعه مصنّفات شيخ اشراق، حكمة الإشراق، ج ٢، ص ٢٣٠، ٢٣٢، ٢٤٣.