موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٧ - فصل هفتم در شمّهاى از تفسير سوره مباركه «قدر» به قدر مناسبت اين اوراق
شريفتر و لطيفترند از اعضاى ديگر، و همينطور قواى باطنه و ظاهره آن بعضى اشرف از بعضى هستند. و اين براى آن است كه در اين عالم انسان به نعت وحدت تامّه ظاهر نيست، گرچه شخص واحد است؛ ولى چون به نعت كثرت ظاهر است، احكام او نيز مختلف شود.
و اما وجه ترجيح احتمال اول نيز وجه صحيح دلپسندى نيست؛ زيرا كه مرجع اين حرف به «اصالة الظهور» و «اصالة الحقيقة» مثلًا، مىباشد. و در اصول معلوم شده است كه «اصالة الحقيقة» و «اصالة الظهور» براى آن است كه در مورد شكِ در مراد، تعيين مراد كند؛ نه پس از معلوميتِ مراد، اثبات حقيقت نمايد، تأمّل[٦٩٢].
بنابراين، هر دو وجه ممكن است، ولى وجه ثانى به نظر ارجح است.
بنابراين، شايد «لَيْلَةِ الْقَدْرِ» براى آن صاحب «قدر» شده است كه شب وصال نبىّ ختمى و ليله وصول عاشق حقيقى به محبوب خود است. و در مباحث سابقه معلوم شد كه تنزّل ملائكه و نزول وحى پس از حصول فنا و قرب حقيقى است.
و از اخبار كثيره و آيات شريفه نيز استفاده شود كه شرف و نحوست زمانها و مكانها به واسطه وقايع در آن است؛ و اين با مراجعه معلوم شود. گرچه استفاده شرف ذاتى از بعض آنها نيز مىشود.
و اما احتمال ديگر كه ليلة القدرش گويند: براى آن كه در آن تقدير امور ايّام
[٦٩٢] - وجه تأمل آن است كه در اينجا از جهت ديگر مىتوان اين دعوا را تقرير كرد و آن، آن است كه ظاهر در نسبت دادن محمولى به موضوعى آن است كه آن موضوع خود داراى آن حكم باشد و تمام موضوع باشد. چنانچه در باب اطلاق نيز شيخ استاد ما در علوم نقليه به اين بيان- بىاحتياج به مقدمات اطلاق- اثبات اطلاق مىكردند.[ منه عفي عنه]