موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٤ - خاتمه در اشاره به جامعيت سوره حمد
ارشاد خلق سلوكاً و تحقّقاً، و تعليم عباد علماً و عملًا و عرفاناً و شهوداً؛ و جميع اين حقايق در اين سوره شريفه با كمال وجازت و اختصارى كه دارد موجود است.
پس، اين سوره شريفه «فاتحة الكتاب» و «امّ الكتاب» و صورت اجماليهاى از مقاصد قرآن است. و چون جميع مقاصد كتاب الهى برگشت به مقصد واحد كند و آن حقيقت توحيد است، كه غايت همه نبوّات و نهايت مقاصد همه انبياء عظام عليهم السلام است، و حقايق و سراير توحيد در آيه مباركهبسم اللَّه منطوى است؛ پس، اين آيه شريفه اعظم آيات الهيه و مشتمل بر تمام مقاصد كتاب الهى است؛ چنانچه در حديث شريف وارد است[٦١٥]. و چون «باء» ظهور توحيد، و نقطه تحت الباء[٦١٦] سرّ آن است، تمام كتاب ظهوراً و سرّاً در آنها موجود است. و انسان كامل، يعنى وجود مبارك علوى- عليه الصلاة و السلام- همان نقطه سرّ توحيد است[٦١٧]؛ و در عالم آيهاى بزرگتر از آن وجود مبارك نيست پس از رسول ختمى صلى الله عليه و آله؛ چنانچه در حديث شريف وارد است[٦١٨].
[٦١٥] - بحار الأنوار، ج ٨٩، ص ٢٣٨.( سه حديث در اين باب آورده است)
[٦١٦] -« قولنا: نقطه تحت الباء» و اگر اشكال شود كه در رسم الخط كوفى كه در وقت نزول قرآنكريم متعارف بوده نقطه وجود نداشته است مىتوان گفت كه اين به حقيقت و واقعيت ضرر نرساند، گرچه نقش در ظهور متأخر باشد كه آن را تأثيرى در حقايق نيست، بلكه در صحت اين ادعا بهطور مطلق نيز دليلى قانع كننده نيست و مجرد تعارف دليل بر عدم مطلق نيست، تَأمَّلْ.[ منه عفي عنه]
[٦١٧] -« أنا النُقطةُ تَحْتَ الباء».( مشارق أنوار اليقين، ص ٢١)
[٦١٨] - الكافي، ج ١، ص ٢٠٧،« كتاب الحجّة»،« باب أنّ الآيات التي ذكرها اللَّه عزّ وجلّ في كتابه هم الأئمّة»، حديث ٣؛ بحار الأنوار، ج ٣٦، ص ٣، حديث ٨.