موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٧ - فصل اوّل در معرفت مكان است
مقام دوم، مرتبه قواى ظاهره و باطنه كه جنود ملكيه و ملكوتيه نفس است كه محلّ آنها ارض طبيعت انسان است كه اين بنيه و كالبد باشد. و سالك را در اين مقام ادب آن است كه به باطن قلب بفهماند كه ارض طبيعت خود مسجد ربوبيّت است و سجدهگاه جنود رحمانيه است؛ پس، مسجد را به قاذورات تصرّف ابليس، پليد ننمايد و جنود الهيه را در تحت تصرّف ابليس، قرار ندهد تا ارض طبيعت به شروق نور ربّ روشن گردد؛ و از ظلمت و كدورتِ بُعد از ساحت ربوبيّت، بيرون آيد. پس، قواى ملكيه و ملكوتيه خود را معتكف در مسجد بدن داند؛ و با بدن به نظر مسجديت معامله كند، و با قوا به نظر عكوف به فناء اللَّه رفتار نمايد. و در اين مقام تكليف سالك بيشتر است؛ زيرا كه تنظيف مسجد و طهارت آن نيز به عهده خودش است، چنانچه آداب معتكفانِ در اين مسجد را نيز خود متكفّل است.
و مقام سوم، نشئه غيبيه قلبيه سالك است كه محلّ آن، بدن برزخى غيبى نفس است كه به انشاء و خلّاقيت خود نفس پيدا شود. و سالك را در اين مقام ادب آن است كه به خود بچشاند كه اين مقام با مقامات ديگر بسيار متفاوت است و حفظ اين مقام از مهمّات سلوك است؛ زيرا كه قلب، امام معتكفان درگاه است و با فساد او همه آنها فاسد شوند؛ إذا فَسَدَ الْعَالِمُ فَسَدَ الْعَالَم[١٨٦]. قلب عالِم، عالَم صغير است، و عالِم، قلب عالَم كبير است. و در اين مقام، تكليف سالك بيشتر گردد از آن دو مقام؛ زيرا كه بناى مسجد نيز به خودش تكليف شده، و ممكن است خداى نخواسته مسجدش مسجد ضرار و كفر و تفريق بين مسلمين باشد؛ و در چنين مسجد، عبادت حق جايز نباشد و تخريب آن لازم باشد. و
[١٨٦] -« چون دانشمند فاسد گردد، جهان تباه مىشود». در تصنيف غرر الحكم، ص ٤٧، حديث ٢٣٢، بدين عبارت آمده است:« زَلَّةُ الْعالِمِ تُفْسِد عَوالمَ».