موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٧ - باب دوم در اعتبارات قلبيه ستر عورت است
الْحَمِيدُ»[١٧٢]. چه اگر موجودى از موجودات در حالى از حالات و آنى از آنات و حيثيتى از حيثيات تعلّق به عزّ قدس ربوبى نداشته باشد از بقعه امكان ذاتى و فقر خارج و در حريم وجوب ذاتى و غنا داخل گردد. و عارف باللَّه و سالك الى اللَّه بايد اين مطلب حق برهانى و اين لطيفه الهيّه عرفانيه را به واسطه رياضات قلبيه از حدّ عقل و برهان در لوح قلب نگاشته، به سر حدّ عرفان رساند، تا آن كه حقيقت ايمان و نور آن در دلش جلوه كند. و اصحاب قلوب و اهل اللَّه از حدّ ايمان به منزل كشف و شهود قدم گذارند. و آن با شدّت مجاهده و خلوت مع اللَّه و عشق باللَّه حاصل شود؛ چنانچه در مصباح الشريعة گويد كه حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«الْعارِفُ شَخْصُهُ مَعَ الْخَلْقِ وَقَلْبُهُ مَعَ اللَّه. لَوْ سَها قَلْبُهُ عَنِ اللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ، لَماتَ شَوْقاً إلَيْهِ. وَالْعارِفُ أمينُ وَدائِعِ اللَّهِ، وَكَنْزُ أَسْرارِهِ، وَمَعدِنُ نُورِهِ، وَدَليلُ رَحْمَتِهِ عَلى خَلْقِهِ، وَمَطيَّةُ عُلُومِهِ، وَمِيزانُ فَضْلِهِ وَعَدْلِهِ، قَدْ غَنِيَ عَنِ الخَلْقِ وَالمُرادِ وَالدُّنْيَا؛ ولا مُونِسَ لَهُ سِوَى اللَّهِ؛ وَلا نُطْقَ وَلا إشارَةَ وَلا نَفسَ إلّابِاللَّهِ للَّهِ مِنَ اللَّهِ مَعَ اللَّهِ»[١٧٣].
بالجمله، سالك چون خود را به جميع شؤون، عين حضور ديد، ستر جميع
[١٧٢] -« اى مردم! شماييد نيازمندان به خدا و خداست بىنياز ستوده».( فاطر( ٣٥): ١٥)
[١٧٣] -« عارف، جسمش در ميان خلق است و دلش با خداست. اگر يك چشم به هم زدن دلش از خدا غافل شود از شدت شوق به خدا هلاك گردد. و عارف، امين امانتهاى الهى، گنجينه اسرار خدا، معدن نور او، راهنماى رحمت او بر خلقش، حامل علوم او و ميزان فضل و عدل اوست. عارف، از خلق، مرادهاى دنيوى، و از دنيا بىنيازى جسته و جز خدا همدمى ندارد؛ و سخنى نمىگويد، اشارهاى نمىكند و نفسى نمىكشد جز به خدا، براى خدا، از خدا و با خدا».( مصباح الشريعة، ص ١٩١، باب ٩١؛ شرح مصباح الشريعة، گيلانى، ص ٥١٩، باب ٩٥، في المعرفة؛ رساله لقاء اللَّه، ملكى تبريزى، ص ٣٧)