موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٥ - مراتب تطهير قلب
«توحيد» كه «تفعيل» است عملى بودن آن نيز استفاده شود؛ چه كه به حسب مناسبتِ اشتقاق، توحيد از كثرت رو به وحدت رفتن و جهات كثرت را در عينِ جمع، مستهلك و مضمحلّ نمودن است؛ و اين معنا با برهان حاصل نيايد، بلكه به رياضات قلبيه و توجه غريزى به مالك القلوب بايد قلب را از آنچه برهان افاده نموده آگاه نمود تا حقيقت توحيد حاصل شود. بلى، برهان به ما مىگويد: لا مُؤَثِّرَ في الوُجُودِ إلَّااللَّه[١٦٦]، و اين يكى از معانى لا إله إلّااللَّه است، و به بركت اين برهان، دست تصرّف موجودات را از ساحت كبرياى وجود كوتاه مىكنيم و ملكوت و ملك عوالم را به صاحبش ردّ مىكنيم و حقيقت «لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[١٦٧] و «بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ»[١٦٨] و «هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ»[١٦٩] را اظهار مىكنيم، ولى تا اين مطلب برهانى به قلب نرسيده و صورت باطنى قلب نشده، ما از حدّ علم به حدّ ايمان نرسيديم و از نور ايمان كه مملكت باطن و ظاهر را نورانى كند بهره و نصيبى نداريم. و از اين جهت است كه با داشتن برهان بر اين مطلب شامخ الهى، باز در تكثير واقعيم و از توحيد، كه قرّة العين اهل اللَّه است، بىخبريم؛ كوس لا مُؤَثِّرَ فى الوجود إلّااللَّه مىزنيم و چشم طمع و دست طلب پيش هر كس و ناكس داريم.
[١٦٦] -« جز خدا مؤثرى در هستى نيست». منسوب به حكماى الهى؛ چنانكه ميرزا أبوالحسنشعرانى در مقدمه اسرار الحكم، ص ٣٢، به نقل از حكما آورده است.( راجع: الإشارات و التنبيهات، شرح محقّق طوسى، ج ٣، ص ٣٣٣؛ القبسات، ص ٤٤٢؛ الحكمة المتعالية، ج ٦، ص ٣٨٧)
[١٦٧] -« آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست».( النحل( ١٦): ٥٢)
[١٦٨] -« ملكوت هر چيزى به دست اوست».( يس( ٣٦): ٨٣)
[١٦٩] -« اوست كسى كه در آسمان خداست و در زمين خداست».( الزخرف( ٤٣): ٨٤)