موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٥ - تنبيه ايمانى در مراتب هدايت و صراط
قالبيه يا معاصى قلبيه؛ يا سلوك الى اللَّه است بىاحتجاب به حجب غلوّ و يا تقصير؛ و يا سلوك الى اللَّه است بىاحتجاب به حجب نورانيه يا ظلمانيه؛ و يا سلوك الى اللَّه است بىاحتجاب به حجب وحدت يا كثرت. و شايد «يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ^»[٦٠٣] اشاره به اين مرتبه از هدايت و احتجابات باشد كه در حضرت قدر، كه نزد ما مرتبه واحديت به تجلّى به حضرات اعيان ثابته است، تقدير شده. و تفصيل آن از حوصله اين رساله بلكه از نطاق تحرير و بيان خارج است. «و هو سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّه وَسِتْرٌ مِنْ سِتْرِ اللَّه»[٦٠٤].
دوم، هدايت به نور قرآن است. و در مقابل آن، غلوّ و تقصير از معرفت آن است، و يا وقوف به ظاهر و وقوف به باطن است؛ چنانچه بعضى اهل ظاهر علوم قرآن را عبارت از همان معانى عرفيه عاميه و مفاهيم سوقيه وضعيه مىدانند؛ و به همين عقيده تفكّر و تدبّر در قرآن نكنند؛ و استفاده آنها از اين صحيفه نورانيه كه متكفّل سعادات روحيه و جسميه و قلبيه و قالبيه است منحصر به همان دستورات صوريه ظاهريه است؛ و آن همه آياتى كه دلالت كند بر آن كه تدبّر و تذكّر آن لازم يا راجح است و از استناره به نور قرآن فتح ابوابى از معرفت شود، پس پشت اندازند؛ گويى قرآن براى دعوت به دنيا و مستلذّات حيوانيه و تأكيد مقام حيوانيت و شهوات بهيميه نازل شده است.
و بعضى اهل باطن به گمان خود از ظاهر قرآن و دعوتهاى صوريه آن، كه
[٦٠٣] -« هر كه را بخواهد گمراه مىكند و هر كه را بخواهد هدايت مىكند».( النحل( ١٦): ٩٣؛ فاطر( ٣٥): ٨)
[٦٠٤] - قال امير المؤمنين عليه السلام في القدر:« ألا، إنّ الْقَدْرَ سِرٌّ مِنْ سِرّ اللَّه وَسِتْرٌ مِنْ سِتْرِ اللَّه».( التوحيد، صدوق، ص ٣٨٣، حديث ٣٢)