موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٨ - تفسير «
اطاعت و توحيد و اخلاص او همه به قيّوميت اسم اللَّه است. و چون اين مقام و لطيفه الهيه در قلب او محكم و مستقر شد به واسطه تذكر شديد كه غايت عبادات است- چنانچه خداى تعالى در خلوت انس و محفل قدس به كليم خود موسى بن عمران فرمود: «إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»[٤٨٣]، غايت اقامه صلات را ذكر خود قرار داد- پس بعد از تذكّر شديد، راه ديگر از معارف به قلب عارف باز شود و جذب به عالم وحدت شود تا آنكه لسان حال و قلبش آن شود كه «بِاللَّهِ الْحَمْدُ للَّهِ»[٤٨٤] و «أنْتَ كَما أثْنَيْتَ عَلى نَفْسِك ... وأعُوذُ بِكَ مِنْكَ»[٤٨٥].
اين اجمالى از سرّ تعلّق «باء» بسم اللَّه، و شمّهاى از معارفى كه از آن استفاده شود. و اما اسرار «باء» و نقطه تحت الباء، كه در باطن، مقام ولايت علوى است و مقام جمع الجمع قرآنى است، پس آن مجالى واسعتر مىخواهد.
و اما حقيقة الاسم، پس از براى آن، مقام غيبى، و غيب الغيبى، و سرّى، و سرّ السرّى است، و مقام ظهور، و ظهور الظهورى. و چون اسم، علامت حق و فانى در ذات مقدّس است، پس هر اسمى كه به افق وحدت نزديكتر و از عالم كثرت بعيدتر باشد در اسميت كاملتر است. و اتمّ الاسماء اسمى است
[٤٨٣] -« همانا منم خداى يكتا، خدايى جز من نيست، پس مرا پرستش كن و نماز را براى يادمن برپادار».( طه( ٢٠): ١٤)
[٤٨٤] -« سپاس او به خود اوست».( بحار الأنوار، ج ٨٢، ص ٢٩٠، حديث ٢٢)
[٤٨٥] -« تو همچنان هستى كه خود را ستودهاى ... و از تو به تو پناه مىبرم».( از دعاى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در سجده. الكافي، ج ٣، ص ٣٢٤،« كتاب الصلاة»،« باب السجود و التسبيح و الدعاء فيه»، حديث ١٢) لازم به ذكر است كه در كافى چنين آمده است:« وأعوذ بك منك ... أنت كما أثنيت على نفسك».