موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩١ - باطن جنابت
عزّت و جبروت و كبرياى نفس و خودخواهى و خودبينى برگردد[١٣١].
نويسنده گويد كه جنابت، فناى در طبيعت و غفلت از روحانيت است و غاية القصواى كمال سلطنت حيوانيت و بهيميّت و دخول در اسفل السافلين است. و غسل تطهير از اين خطيئه و رجوع از حكم طبيعت است و دخول در سلطان رحمانيت و تصرّف الهيت است به شستوشو نمودن جميع مملكت نفس را كه فانى در طبيعت شده بود و به غرور شيطان مبتلا شده بود.
پس، آداب قلبيه آن، آن است كه سالك الى اللَّه در وقت غسل وقوف به تطهير ظاهر و غسل بدن، كه قشر ادنى و حظّ دنيا است نكند و توجه به جنابت باطنِ قلب و سرّ روح كند و غسل از آن را لازمتر شناسد؛ پس، از غلبه نفس بهيميّه و شأن حيوانى بر نفس انسانيه و شؤون رحمانى بپرهيزد و از رجز شيطان و غرور او توبه كند وباطن روح را، كه نفخه الهيه است و با نفَس رحمانى در او منفوخ شده، از حظوظ شيطانى، كه توجه به غير كه اصل شجره منهيه است [مىباشد]، تطهير كند تا لايق جنّت پدرش، آدم عليه السلام، گردد و بداند كه اكل از اين شجره طبيعت و اقبال به دنيا و توجه به كثرت، اصل اصول جنابت است. و تا طهارت از اين جنابت به انغماس يا تطهير تام به آب رحمت حق كه از ساق عرش رحمانى جارى است و خالص از تصرّف شيطانى است نكند، لايق صلات، كه حقيقت معراج قرب است، نشود؛ فإنّه «لا صَلاةَ إلّا بِطهُور»[١٣٢].
[١٣١] - مقصود شيخ محيىالدين عربى است.( الفتوحات المكّية، ج ١، ص ٣٦٣)
[١٣٢] -« نماز نيست جز با طهارت».( وسائل الشيعة، ج ١، ص ٣٧٢،« كتاب الطهارة»،« أبواب الوضوء»، باب ٤، حديث ١)