موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٣ - امر اوّل ذكر صنوف ملائكة اللَّه تعالى و اشاره به حقيقت آنها على الاجمال
آوردهاند اين است كه قول به تجرّد منافى با شريعت است؛ و تصريح نمودهاند به اين كه مجرّدى جز ذات مقدّس حق نيست[٧٢١].
و اين كلام بسيار ضعيفى است؛ زيرا كه عمده نظر آنها دو امر شايد باشد:
يكى، قضيه حدوث زمانى عالم، كه توهّم شده مجرّد بودنِ موجودى جز حق با آن منافى است. ويكى، فاعل مختار بودن حق تعالى است، كه گمان نمودند با تجرّد عالم عقل و ملائكة اللَّه مخالف است. و اين هر دو مسئله از مسائل معنونه است در علوم عاليه. و عدم تنافى اين قبيل مسائل با موجود مجرّد به وضوح پيوسته. بلكه قول به عدم تجرّد نفوس ناطقه و عالم عقل و ملائكة اللَّه با بسيارى از مسائل الهيه و كثيرى از عقايد حقّه منافى است، كه اكنون مجال بيان آنها نيست. و حدوث زمانى عالم، به آن طور كه اين دسته گمان نمودند، منافى با اصل مسئله حدوث زمانى است، فضلًا از آن كه با بسيارى از قواعد الهيه نيز مخالف است.
و حق- در نزد نويسنده- موافق با عقل و نقل آن است كه از براى ملائكة اللَّه اصنافى است كثيره، كه بسيارى از آنها مجرّدند و بسيارى از آنها جسمانى برزخى هستند- «وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ»[٧٢٢]. و اصناف آنها به حسب تقسيم كلّى آن است كه گفتهاند موجودات ملكوتيه بر دو قسم است: يكى آن كه تعلّق به عالم اجسام ندارد، نه تعلّق حلولى و نه تعلّق تدبيرى. و ديگر آن كه به يكى از اين دو وجه تعلّق داشته باشد.
و طايفه اولى دو قسمند:
[٧٢١] - بحار الأنوار، ج ٥٦، ص ٢٠٢، و ج ٥٨، ص ١٠٤.
[٧٢٢] -« از لشكريان پروردگارت غير او آگاه نيست».( المدّثّر( ٧٤): ٣١)