موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٦ - فرع فقهى در جواز قصد انشاء در «
در خلال اين رساله مذكور شد به قلب خود برسان و دل خود را به ذكر حق تعالى زنده كن تا بويى از توحيد به شامّه قلبت برسد، و با مدد غيبى راهى به نماز اهل معرفت پيدا كنى. و اگر مرد اين ميدان نيستى، لااقل نقص خود را نصبالعين خود كن و به ذلّت و عجز خود توجه كن، و از روى خجلت و شرمسارى قيام به امر كن و از دعوى عبوديت حذر كن؛ و اين آيات شريفه را كه به لطايف آن متحقّق نيستى يا از زبان كمّل بخوان، و يا صرف قرائت صورت قرآن در نظرت باشد كه اقلًا دعوى باطل و ادعاى كاذب نكنى.
فرع فقهى: در جواز قصد انشاء در «
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ ...~p class="KalamateKhas٢" style="color:#١FA٣EC;"~»بعضى از فقهاء قصد انشاء را در مثل «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» مثلًا، جايز ندانستهاند[٥٨٦]، به گمان آنكه منافى با قرآنيت و قرائت است؛ زيرا كه قرائت نقل كلام ديگرى است.
و اين كلام را وجهى نيست؛ زيرا كه چنانچه ممكن است انسان به كلام خود مثلًا مدح كسى را كند، ممكن است به كلام ديگران مدح كند. مثلًا، اگر با شعر حافظ مدح كسى را نموديم، صدق مىكند كه ما مدح كرديم و صدق مىكند كه شعر حافظ خوانديم. پس، اگر با «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» حقيقتاً تمام محامد را براى حق انشاء نماييم و با «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» قصر عبادت را به حق انشاء كنيم، صدق مىكند كه با كلام خدا حمد او را نموديم و با كلام خدا قصر عبادت نموديم.
بلكه اگر كسى كلام را از معنى انشايى تجريد كند مخالف احتياط است؛ اگر نگوييم قرائتش باطل است. بلى، اگر كسى معنى آن را نداند، لازم نيست ياد
[٥٨٦] - ر. ك: العروة الوثقى، ج ٢، ص ٥٣٤، حواشى مسأله ٨.