موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٦ - تفسير «
علم ذاتى كه از شؤون و تجلّيات ذاتيه است، و قدرت و اراده ذاتيه و ديگر شؤون ذاتيه.
و ديگر، مقام اسماء و صفات فعليه است كه به تجلّى به «فيض مقدّس» براى حق ثابت است؛ چون «علم فعلى» كه اشراقيين ثابت دانند و مناط «علم تفصيلى» را آن دانند[٥٣٨]، و جناب افضل الحكماء، خواجه نصيرالدين- نَضَّرَ اللَّه وجهه- اقامه برهان بر آن كردهاند؛ و در اين معنا كه ميزان «علم تفصيلى» «علم فعلى» است، از اشراقيين تبعيت فرمودهاند[٥٣٩]. و اين مطلب گرچه خلاف تحقيق است، بلكه «علم تفصيلى» در مرتبه ذات ثابت است و كشف و تفصيل علم ذاتى از علم فعلى بالاتر و بيشتر است- چنانچه در محلّ خود به وجه برهان نورى ثابت و محقّق است[٥٤٠]- ولى اصل مطلب كه نظام وجود، علم فعلى تفصيلى حق است، ثابت و محقّق است در سنّت برهان و مشرب عرفان؛ گرچه مسلك اعلا و ذوق احلاى عرفانى را غير از اين طريقهها طريقهاى است- «مذهب عاشق ز مذهبها جداست»[٥٤١].
بالجمله، از براى رحمت «رحمانيه» و «رحيميه» دو مرتبه و دو تجلّى است:
يكى، در مجلاى ذات در حضرت واحديّت به تجلّى به فيض اقدس. و ديگر، در مجلاى اعيان كونيه به تجلّى به فيض مقدّس. و در سوره مباركه اگر «رحمان» و
[٥٣٨] - مجموعه مصنّفات شيخ اشراق، ج ١، ص ٧٢ و ٤٨٣، و ج ٢، ص ١٥٠- ١٥٣.
[٥٣٩] - الإشارات و التنبيهات، شرح خواجه نصيرالدين طوسى، ج ٣، ص ٣٠٦- ٣٠٧؛ كشف المراد، ص ٢٨٦.
[٥٤٠] - ر. ك: تقريرات فلسفه امام خمينى، ج ٢، ص ١٦٧.
[٥٤١] -« مذهب عاشق ز مذهبها جداست/ عاشقان را مذهب و ملت خداست».( مثنوى معنوى، ص ٢٥٣، دفتر دوم، بيت ١٧٧٠)