موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٣ - فصل ششم در تطبيق است
مىكنيم، خود نيز در آن شريك باشيم.
و نير تفكّر كنيم در همين قصّه شريفه، و سبب مزيّت آدم و برترى او را از ملائكة اللَّه ببينيم چه بوده، خود نيز به مقدار طاقت به آن متّصف شويم.
مىبينيم «تعليم اسماء» سبب آن بوده؛ چنانچه فرمايد: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها»[٣٨٩]. و مرتبه عاليه تعلّم اسماء، تحقّق به مقام اسماء اللَّه است؛ چنانچه مرتبه عاليه از احصاء اسماء كه در روايت شريفه است: «إنَّ للَّهِ تِسْعاً وَتِسْعينَ اسْماً؛ مَنْ أحْصاها، دَخَلَ الْجَنَّة»[٣٩٠]، تحقّق به حقيقت آنها است كه انسان را به جنّت اسمائى نائل كند.
انسان با ارتياضات قلبيه مىتواند مظهر اسماء اللَّه و آيت كبراى الهى شود، و وجود او، وجود ربّانى، و متصرّف در مملكت او، دست جمال و جلال الهى باشد. و در حديث، قريب به اين معنا است كه «همانا روح مؤمن، اتّصالش به خداى تعالى شديدتر است از اتّصال شعاع شمس به آن يا به نور آن»[٣٩١].
و در حديث صحيح وارد است كه «بنده چون با نافله به من نزديك شد، او را دوست دارم؛ و چون دوست داشتم او را، من گوش او شوم كه با آن مىشنود، و چشم او شوم كه با آن مىبيند، و زبان او شوم كه با آن نطق مىكند، و دست او شوم كه با آن اخذ مىكند»[٣٩٢].
[٣٨٩] -« و همه اسماء را به آدم آموخت».( البقرة( ٢): ٣١)
[٣٩٠] -« همانا خدا را نود و نه اسم است، هر كس آنها را ياد كند، وارد بهشت مىشود».( بحارالأنوار، ج ٤، ص ١٨٦، حديث ١)
[٣٩١] - ر. ك: صفحه ١١٦، پاورقى ٢.
[٣٩٢] - الكافي، ج ٢، ص ٣٥٢،« كتاب الإيمان و الكفر»،« باب من أذى المسلمين واحتقرهم»، حديث ٧.