موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٦ - فصل پنجم در بعضى از آداب «حَيَّعَلات» است
فصل پنجم در بعضى از آداب «حَيَّعَلات» است
و چون سالك الى اللَّه، با تكبيرات، اعلان عظمت حق تعالى را از توصيف نمود و با شهادت به الوهيت، قصر توصيف و تحميد بلكه هر تأثير را در حق نمود و خود را از لياقت قيام به امر انداخت و با شهادت به رسالت و ولايت، اختيار رفيق و مصاحب كرد و تمسّك به مقام قدس خلافت و ولايت پيدا نمود- كما قيل: الرفيقُ ثُمَّ الطَّريقُ[٢٤٨]- پس از آن، بايد به صراحت لهجه قواى ملكيه و ملكوتيه را مهيّا نمايد براى نماز و اعلان حضور را به آنها بدهد بقوله: «حَيَّ عَلَى الصَّلاةِ». و تكرار آن، براى تنبيه كامل و ايقاظ تام است؛ يا يكى به قواى مملكت داخل است، و ديگر به قواى مملكت خارج است؛ چهكه آنها نيز در اين سفر با انسان سالكند، چنانچه اشاره به آن گرديد و بيايد.
و در اين مقام، ادب سالك آن است كه قلب و قواى خود را تفهيم كند و به باطن قلب بفهماند قرب حضور را تا خود را مهيا كند براى آن، و آداب صوريه و معنويه را كاملًا مراقبت نمايد. پس از آن، سرّ صلاة و نتيجه آن را اجمالًا اعلان كند بقوله: «حَيَّ عَلَى الفَلاح» و «حَيَّ عَلى خَيْرِ العَمَلِ» تا فطرت را بيدار نمايد؛ زيرا كه فلاح و رستگارى، سعادت مطلقه است، و فطرت همه بشر عاشق سعادت مطلقه است؛ زيرا كه فطرت، كمالطلب و راحتطلب است و حقيقتِ سعادت، كمال مطلق و راحت مطلق است. و آن در نماز كه خيرالاعمال است قلباً و قالباً و
[٢٤٨] - المحاسن: ٣٥٧، حديث ٦١؛ وسائل الشيعة، ج ١١، ص ٤٠٨،« كتاب الحجّ»،« أبوابآداب السفر»، باب ٣٠، حديث ٢.