موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٤ - فصل اوّل در وقت و آداب آن است
خود او را طالبند و عزّ و شرف و فضيلت و معرفت را همه در تذكّر و مناجات با حق دانند. اينان اگر توجه به عالم كنند و نظر به كونين اندازند، نظر آنها عارفانه باشد، و در عالم حقجو و حقطلبند و تمام موجودات را جلوه حق و جمال جميل دانند- «عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست»[١٩٤]. اينان اوقات صلوات را به جان و دل مواظبت كنند و از وقت مناجات با حق انتظار كشند، و خود را براى ميقاتگاه حق حاضر و مهيّا كنند. دل آنها حاضر است و از محضر، حاضر را طلبند و احترام محضر را براى حاضر كنند، و عبوديت را مراودت ومعاشرت با كامل مطلق دانند، و اشتياق آنها براى عبادت از اين باب است.
و آنان كه مؤمن به غيب و عالم آخرت و شيفته كرامات حضرت حق جلّ جلالهاند و نعمتهاى ابدى بهشتى و لذّتها و بهجتهاى دائمى سرمدى را با حظوظ داثره دنياويه و لذائذ ناقصه موقّته مشوبه مبادله نكنند، نيز در وقت عبادات كه بذر نعم اخرويه است قلوب خود را حاضر نمايند و از روى دلچسبى و اشتياق قيام به امر كنند، و از اوقات صلوات، كه وقت حصول نتايج و كسب ذخاير است، انتظار كشند، و چيزى را به نعم جاويدان اختيار نكنند. اينان نيز چون قلب آنها از عالم غيب باخبر است و ايمان قلبى به نعم هميشگى و لذّات دائمه عالم آخرت آوردند، اوقات خود را غنيمت شمارند و تضييع اوقات خود نكنند. اولئكَ أصْحابُ الجَنَّةِ وأربابُ النِّعْمَةِ هُمْ فيها خالِدُون.
اين طوايف كه ذكر شد، و بعض ديگر كه ذكر نشد، خود عبادات نيز براى آنها لذّاتى است به حسب مراتب آنها و معارف آنان؛ و كلفت تكليف براى آنها به
[١٩٤] -« به جهان خرّم از آنم كه جهان خرم از اوست/ عاشقم بر همه عالم كه همه عالم ازاوست».( كليات سعدى، ص ٩٥، غزليات)