راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٢٩ - فضيلت بردبارى
روايت شده كه مردى گفت: «اى رسول خدا من خويشاوندانى دارم كه به آنها مىپيوندم و آنان با من قطع رابطه مىكنند من به آنها نيكى مىكنم و آنان نسبت به من بدى روا مىدارند آنها با من بدرفتارى مىكنند و من نسبت به آنها حلم مىورزم. فرمود: اگر چنان باشد كه مىگويى گويى به آنها خاكستر داغ مىخورانى و همواره تا چنين هستى خدا پشتيبان توست.»«٧١»، و مقصود پيامبر (ص) ازمّل، رمل، يعنى ريگ مىباشد.
مردى از مسلمانان گفت: «خدايا صدقهاى ندارم كه بپردازم. پس هر مردى كه به آبروى من صدمهاى برساند از سوى من بر او صدقه باشد (او را مىبخشم) خدا به پيامبر وحى كرد كه در برابر اين كار او را آمرزيدم.»«٧٢»
در گفتار خداى متعال: «ربانيّين»«٧٣» به دانشمندان بردبار تفسير شده است و در گفتار خداوند: يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً، مقصود اين است كه با حلم بر زمين راه مىروند وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً«٧٤» يعنى در برابر بدى نادانان حلم مىورزند و مقابله به مثل نمىكنند، و در (تفسير) اين گفتار خداوند: وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً«٧٥» گفته شده كه هرگاه مورد آزار واقع شوند گذشت مىكنند و در گفتار خداوند: وَ كَهْلًا«٧٦» گفته شده مقصود از كهل آخرين درجه حلم و بردبارى است.
پيامبر خدا (ص) فرمود: «خدا شخص بردبار و پر آزرم و بىنياز
«٧١» اين حديث را مسلم در (صحيح )، ج ٨، ص ٨ روايت كرده است .
«٧٢» اين حديث را ابن عبدالبرّ در (( الاستيعاب )) تحت عنوان ((ابوضمضم )) از ابن عينيه از عمرو ابن دينار از ابوصالح از ابوهريره روايت كرده است . و بيهقى در (( الشعب )) و ابونعيم در (( الصحابه )) روايت كرده اند ولى عراقى گويد: ابن عينيه پيش از ابوضمضم بوده و با او مصاحبت نداشته است بلكه ابوضمضم از علية بن زيد نقل كرد است .
«٧٣» آل عمران / ٧٩: مرد الهى (باشيد).
«٧٤» فرقان / ٦٤: و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند به آنها سلام مى گويند (و با بى اعتنايى و بزرگوارى مى گذرند).
«٧٥» فرقان / ٧٢: و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند بزرگوارانه از آن مى گذرند.
«٧٦» آل عمران / ٤٦: و در حالت كهولت (ميانسال شدن ).