راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٢١ - فرو نشاندن خشم پس از بروز آن
اسرائيل هيچ سلطانى نبود جز اين كه حكيمى با او بود كه هرگاه خشمگين مىشد نامهاى به او مىداد كه در آن نوشته شده بود: به بيچارگان ترحّم كن و از مرگ بترس و آخرت را به ياد آورد. سلطان آن را قرائت مىكرد، تا خشمش فرو مىنشست.
ج- براى نفس خود فرجام دشمنى و انتقام را بازگو كند و اين كه دشمن براى مقابله با او آماده مىشود و در نابودى اهدافش مىكوشد و بر مصائبش او را سرزنش مىكند در حالى كه او خالى از مصيبت نيست. پس نفس خويش را از فرجامهاى خشم در دنيا بترساند اگر از آخرت نمىترسد، و اين امر به مسلّط ساختن شهوت بر غضب باز مىگردد و اين از اعمال آخرت نيست و بر آن ثوابى نيست، زيرا چنين شخصى در برابر لذّتهاى دنيا حالت ترديد دارد و بعضى از آنها را بر بعضى مقدّم مىدارد، مگر آن كه بترسد فراغت و آسودگى براى علم و عمل و آنچه وى را در كار آخرت كمك مىكند در دنيا بر او مشوّش شود، در اين هنگام اجر و ثواب خواهد داشت.
د- به زشتى صورت خود در هنگام خشم بينديشد يعنى صورت ديگرى را در حال خشم به ياد آورد و در زشتى غضب بينديشد و در شبيه شدن آدم خشمگين به سگ درنده و ديگر درندگان و شبيه بودن شخص بردبار هدايتگر و رها كننده خشم به پيامبران و علما و حكيمان فكر كند و خود را ميان شبيه بودن به سگها و درندگان و مردم پست و شباهت به پيامبران و علما در عاداتى كه دارند مخيّر سازد تا نفس او به انبيا و علما اقتدا كند، البّته اگر عقلى برايش مانده باشد.
ه- به عاملى بينديشد كه او را به انتقام فرا مىخواند و از فرو خوردن خشم منع مىكند و ناگزير براى اين كار عاملى است، مثل اين كه شيطان به او بگويد:
فرو خوردن خشم را بر ناتوانى و كوچكى نفس و خوارى و پستى تو حمل مىكنند و در چشم مردم حقير مىشوى. در اين صورت بايد به خود بگويد: اى نفس چه شگفت است كار تو! از تحمّل لحظهاى ننگ دارى و از خوارى روز قيامت و رسوايى ننگ ندارى، هرگاه شخصى كه دشنام دادهاى دستت را بگيرد و