راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١٣ - آفت نهم غنا و شعر است
و به اسنادش از حسن بن جهم روايت كرده كه گفت: شنيدم حضرت رضا (ع) مىفرمود: «هيچ مؤمنى در مدح ما شعرى نگويد، جز اين كه خدا در بهشت شهرى كه بيش از هفت برابر دنيا وسعت دارد برايش بسازد و در آن شهر هر فرشته مقّرب و هر پيامبر مرسلى او را زيارت مىكنند.»«١٣٥»
و به اسنادش از امير المؤمنين (ع) روايت شده كه: «مردى از على (ع) در مورد نخستين گوينده شعر سؤال كرد، فرمود: آدم، پرسيد: شعرش چه بود؟
فرمود: چون آدم از آسمان به زمين فرو فرستاده شد و زمين و فراخى زمين و هواى آن را ديد و هابيل كشته شد، آدم (ع) گفت:
تغيّرت البلاد و من عليها *** فوجه الارض مغبّر قبيح
تغيّر كل ذى لون و طعم *** و قل بشاشه الوجه المليح، تا آخر حديث»«١٣٦»
مؤلف تهذيب«١٣٧» به اسنادش از خلف بن حمّاد از حضرت رضا (ع) روايت كرده گويد: عرض كردم: «ياران ما از پدرانت (ع) روايت مىكنند كه شعر در شب و روز جمعه و ماه رمضان و در شبانگاه مكروه است و من قصد كردم كه در رثاى ابو الحسن (موسى بن جعفر (ع) شعر بگويم ولى ماه رمضان بود. حضرت فرمود در شب جمعه ماه رمضان، شبانگاه و ديگر اياّم در رثاى ابو الحسن (ع) شعر بگو كه خداوند بر اين كار به تو پاداش خواهد داد.»
در حديث صحيح از على بن يقطين از امام هفتم (ع) روايت كرده گويد: «از حضرت راجع به خواندن شعر در طواف پرسيدم فرمود: هر شعرى كه شرعا مجاز شمرده شده اشكال ندارد.»«١٣٨»
«١٣٥» (( عيون اخبار الرضا، )) ص ٥.
«١٣٦» شهرها و ساكنان آن دگرگون شده اند چهره زمين گردآلود و زشت شده است هر رنگ و مزه اى تغيير يافته است و از شادابى چهره غمگين كاسته شده است . تا آخر حديث ، (( عيون اخبار الرضا، )) ص ١٤٣.
«١٣٧» اين جا در نسخه ها اشتباهى روى داده است و درست همان است كه در كتاب خطى (( آداب الدينيه )) آمده است و صاحب وسائل در آخر كتاب مزار (وسائل ) نقل كرده است .
«١٣٨» تهذيب ، ج ١، ص ٤٨٥.