راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٣ - آفت هشتم لعن حيوان، جماد، يا انسان است
اصحاب ما (اماميّه) روايت كردهاند كه امير المؤمنين (ع) در قنوت بعضى از نمازهاى مستحبى خود دو بت قريش را لعن مىكرد و قصدش از دو بت ابو بكر و عمر بود.«١٠٢»
شيخ طوسى (ره) در تهذيب«١٠٣» روايت كرده است كه حضرت صادق (ع) از نماز كه برمىگشت چهار نفر را لعن مىكرد، از آن جمله ابو بكر و عمر بودند، و هر كس بينديشد در آنچه ميان امام حسن (ع) و معاويه و يارانش روى داد و چگونه بنا به روايت عامه امام آنها را لعن كرد و دشنام داد و اگر در روايات رسيده از ائمه اطهار (ع) در اصول كافى و ديگر كتب حديث و دعاها تفحصّ كند كه آن بزرگواران سران گمراهان را كه استحقاق لعن داشتند با تصريح به اسم آنها لعن مىكردند خواهد دانست كه لعن چنين افراد جزء دين و شعائر آن است، بطورى كه برايش جاى شك و ترديد باقى نمىماند.
در كافى«١٠٤» از امام هفتم (ع) روايت شده كه فرمود: «خدا ابو حنيفه را لعنت كند كه مىگفت: على گفت و من مىگويم- و در روايتى است- صحابه گفتند و من مىگويم.»
امّا حديث «لعنت كننده نباشيد»، شايد نهى كرده به سبب اين كه دشنام بر اثر زيادهروى در آن و افراط در لعنت براى انسان عادت و اخلاق شود، بطورى هر كسى را لعن كنند چنان كه لعّانين به صورت صيغه مبالغه بر اين مطلب دلالت دارد و منظور جمله منع از لعن كردن افراد شايسته لعن نيست و گرنه مىفرمود: لا تكونوا لا عنين چرا كه ميان اين دو تعبير تفاوت است و افراد مسلّط بر نكات دقيق عربى از آن آگاهند.
امّا «روايتى كه از امير المؤمنين (ع) رسيده و آن حضرت از لعن مردم شام نهى فرموده» اگر صحيح باشد اين احتمال مىرود كه آن حضرت اميد داشته شاميان مسلمان شوند و به اسلام رجوع كنند، چنان كه كار رئيس مهربان نسبت
«١٠٢» به مصباح كفعمى ، دعاى صنمى قريش رجوع كنيد.
«١٠٣» تهذيب ، ج ١، ص ٢٢٧.
«١٠٤» كافى ، ج ١، ٥٧.