راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٧ - راه رياضت در سركوب شكمبارگى
پيغمبر راستين سر مىزند. صوفى به او گفت: اگر من پنجاه روز گرسنه ماندم دينت را رها مىكنى؟ و وارد دين اسلام مىشوى؟ و اعلام مىكنى كه پيامبر اسلام بر حق و تو بر باطلى؟ گفت: آرى. پس نشست و از جابر نخاست مگر اين كه وى او را مىديد تا پنجاه روز گرسنه بودن گذشت گفت: اى راهب بر آن نيز بيفزايم. پس گرسنه ماند تا شصت روز كامل شد. راهب از كار او در شگفت ماند و گفت: «گمان نمىكردم كسى از مسيح بگذرد»، و اين امر موجب مسلمان شدن او گرديد. اين درجهاى بزرگ است كه كمتر كسى به آن مىرسد، مگر صاحب مكاشفهاى كه تحمّل اين گرسنگى داشته باشد و به ادامه راهى را كه پيموده همچنان سرگرم شود و لذّت نفس خود را از آن كامل و گرسنگى و نياز خود را فراموش كند.«٥١»
درجه دوّم اين است كه دو تا سه روز گرسنه بماند و اين (تعداد گرسنگى) طبيعى است و با كوشش مىتوان به آن رسيد.
درجه سوّم كه كمترين زمان گرسنگى است اين است كه در شب و روز به يك وعده غذا اكتفا كند و آنچه از اين مقدار تجاوز كند زياده روى و مداومت بر سيرى است و اين كار اشخاص عيّاش و مرفّه است و از سنّت پيامبر (ص) بدور مىباشد.
ابو سعيد خدرى روايت كرده: «پيامبر (ص) هر گاه صبحانه مىخورد شام نمىخورد و باالعكس»«٥٢» و پيشينيان در هر شبانه روز يك بار غذا مىخوردند.
پيامبر (ص) به عايشه فرمود: «از اسراف بپرهيز زيرا دوبار غذا خوردن در
«٥١» اگر اين مطلب درست باشد و اين درجه از بلندترين درجات به حساب آيد پس پيامبر بزرگ ما صلّى اللّه عليه و آله به اين درجه نرسيده است زيرا در سيره و سنت خوردن و آشاميدن او چنين عملى نقل نشده ، و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امت خود را از صوم وصال چنان كه بزودى خواهد آمد، نهى فرموده است ، آرى روزه وصال او اين بود كه روزه دو روز را به هم متصل مى ساخت و اين از ويژگى هاى آن حضرت بود و جز اين گونه روزه از او نقل نشده است . حق اين است كه چنين خراقه هايى از دروغ ها و بافته هاى رياكارانه صوفيان است وگرنه قرآن با صداى بلند فرياد مى زند: (( يا ايها الرسل كلوا من الطيبات و اعملوا صالحا. ))
«٥٢» حديث را ابونعيم از (( الحليه )) به سندى صحيح روايت كرده همان طور كه در (( الجامع الصغير باب الشمايل )) آمده است .