راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٦ - كتاب رياضت نفس و تهذيب اخلاق و درمان بيماريهاى دل
دين و نتيجه تلاش تقوا پيشگان، و رياضت خدا پرستان است و خلق بد زهر كشنده و از هلاك كنندههاى مغز و خواريهاى رسوا كننده و رذيلتهاى آشكار و پليديهايى است كه انسان را از جوار رحمت پروردگار دور مىسازد و دارنده خود را در زمره (پيروان) شيطان لعين قرار مىدهد، و از درهايى است كه از دل به آتش برافروخته حق گشوده شده، آتشى كه بر دلها چيره مىشود چنان كه اخلاق خوب درهايى است كه از دل به نعمتهاى بهشت و جوار رحمت پروردگار گشوده شده است. اخلاق پليد بيمارى دلها و نفوس است و زندگى جاويد را نابود مىسازد و با بيمارى تن كه زندگى مادّى را نابود مىكند قابل مقايسه نيست. در صورتى كه پزشكان سخت به حفظ قوانين درمان بدنها توّجه دارند با آن كه در آن بيمارى از دست دادن زندگى (دنياى) فانى است، پس توّجه به حفظ قوانين درمان بيماريهاى دل كه زندگى جاويد را از بين مىبرد سزاوارتر است، و آموختن اين نوع طبابت بر هر عاقلى لازم است، زيرا هيچ دلى خالى از بيمارى نيست و اگر به حال خود رها شود بيماريها انباشته گردد و بر آدمى چيره شود.
از اين رو بنده نيازمند است كه در شناخت علّتها و عوامل آن جستجو كند، آنگاه به درمان و اصلاح آنها بپردازد و مقصود خداى متعال در اين آيه: قَدْ أَفْلَحَ من زَكَّاها.«١» همين درمان است و مقصود در آيه شريفه: وَ قَدْ خابَ من دَسَّاها.«٢» به حال خود رها كردن بيماريهاست.
ما در اين كتاب به بخشى از بيمارى دل و چگونگى معالجه آنها به اختصار اشاره مىكنيم و به شرح درمان بيماريها نمىپردازيم، زيرا در بقيّه كتابهاى اين بخش خواهد آمد. اكنون هدف ما نگرش كلّى به تهذيب اخلاق و آمادهسازى راههاى آن است و درمان بدن را مثالى براى آن قرار مىدهيم تا درك آن به فهم (انسانها) نزديك شود و با شرح برترى خوشخويى آن را روشن مىسازيم. سپس بيان حقيقت حسن خلق، پس از آن بيان پذيرش اخلاق و تغيير آن با رياضت،
«١» شمس / ١٠: هر كس نفس خود را تزكيه كرده ، رستگار شده .
«٢» شمس / ١١: آن كس كه نفس خويش را با گناه آلوده ساخته ، نوميد و محروم گشته است .