راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٩ - توضيح تفاوت ميان دو مقام با مثالى حسّى
نمىفهمد. در مورد چنين افرادى خداى متعال فرموده است: وَ بَدا لَهُمْ من الله ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ«١٣٢» در تفسير آيه گفته شده منظور كارهايى است كه گمان مىكند آنها حسنات است، در حالى كه سيّئات و گناهان است. دشوارترين انواع علوم مربوط به قلب، آگاه شدن از نيرنگهاى نفس و حيلههاى شيطان است، و اين آگاهى بر هر بندهاى واجب است، حال آن كه مردم نسبت به آن بىتفاوتند و سرگرم علومى مىشوند كه وسوسه آنها بيشتر و شيطان بر آنها چيره مىشود و دشمنى شيطان و راه پرهيز از او را از ياد مىبرند. انسان از وسوسه زياد رهايى نمىيابد مگر آن كه درهاى انديشههاى برونى يعنى حواس پنجگانه و درونى يعنى شهوتها و دلبستگيهاى دنيا را مسدود سازد و در خانهاى تاريك خلوت كند كه باب حواس مسدود باشد و از ثروت و اهل و عيال كناره گيرد تا راههاى وسوسه درونى كم شود و اگر چنين كند باز هم راههاى وسوسه درونى از طريق خيالاتى كه وارد قلب مىشود باقى است و جز با مشغول ساختن دل به ياد خدا اين وسوسههاى خيالى دفع نمىشود پس شيطان همواره با دل در پيكار است و آن را از ياد خدا باز مىدارد از اين رو ناچار بايد با او مبارزه كرد و اين مبارزه جز به مردن پايان نمىپذيرد، زيرا هر كسى تا زنده است از شرّ شيطان رها نمىباشد. آرى گاه عواملى نيرومند در اختيار انسان است به گونهاى كه مطيع شيطان نمىشود و با جهاد حيله شيطان را دفع مىكند ولى هرگز تا خون در رگهايش جارى است از جهاد بىنياز نخواهد بود زيرا آدمى تا زنده است درهاى (ورود) شيطان به دلش گشوده است و بسته نمىشود. اين درها شهوت، غضب، حسد، طمع، آزمندى و ديگر صفات رذيله است چنان كه شرحش خواهد آمد.
تا زمانى كه در (ورود شيطان) باز است و دشمن (شيطان) در بى خبرى نيست جز با مبارزه و پاسدارى (شرّ او) دفع نمىشود. مردى به يكى از پيشينيان
«١٣٢» زمر / ٤٧: در آن روز اعمال بدى را كه انجام داده اند براى آنها ظاهر مى شود و آنچه را استهزا مى كردند بر آنها واقع مى گردد.