راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٨ - توضيح تفاوت ميان دو مقام با مثالى حسّى
كسانى تأييد مىكند كه بهرهاى از خير ندارند»«١٣٠» و نيز فرموده «همانا خدا اين دين را به وسيله مرد تبهكار تأييد مىكند».«١٣١»
از اين رو روايت شده كه ابليس براى عيسى مسيح (ع) مجسّم شد و به او گفت: بگو لا اله الّا الله. حضرت فرمود: سخن حقّى است ولى به گفته تو آن را نمىگويم، زيرا براى شيطان در پوشش خير نيز نيرنگهايى است و شيطان از اين نوع نيرنگها بسيار دارد و با آن نيرنگها عالمان و عابدان و زاهدان و درويشان و ثروتمندان و ديگر طبقات مردم را كه از شرّ آشكار بدشان مىآيد و راضى نمىشوند در گناهان آشكار فرو روند، هلاك مىكند.
بزودى مقدارى از حيلههاى شيطان را در كتاب غرور از آخر همين بخش بيان خواهيم كرد، شايد اگر روزگار به ما فرصتى دهد كتابى در خصوص مكرهاى شيطان به نام تلبيس ابليس تصنيف كنيم زيرا اكنون نيرنگهاى او در ميان شهرها و بندگان (خدا) بويژه در اعمال (عبادى) و مذهبها منتشر شده تا آنجا كه از كارهاى خير فقط اسمى باقى مانده است. تمام اينها اقرارى است به وجود مكرها و حيلههاى شيطان. پس بر بنده لازم است در برابر هر خاطرهاى درنگ كند تا بداند كه راه راه شيطان است يا فرشته و با نور بصيرت در آن دقّت كند نه به دلخواه طبع خود و جز با دانش بسيار و نور تقوا از آن حيلهها آگاه نمىشود چنان كه خداى متعال فرموده: إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ من الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا (يعنى به نور علم رجوع مىكنند) فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ. يعنى اشكال بر آنها آشكار مىشود. امّا كسى كه نفس را به تمرين تقوا وادار نكند طبيعت او متمايل مىشود كه تسليم حيلههاى شيطان شود و از خواهشهاى نفسانى پيروى كند و بسيار به اشتباه افتد و بسرعت هلاك شود، در حالى كه خودش
«١٣٠» اين حديث را ابن حسان در صحيح خود و نسايى از سنن ، و احمد و طبرانى در (( الكبير )) از ابوبكره روايت كرده اند چنان كه در (( الجامع الصغير )) آمده است .
«١٣١» اين حديث را احمد در مسند خود، ج ٢، ص ٣٠٩ روايت كرده و پيش از اين گذشت و بخارى آن را از ابوهريره روايت كرده است .