راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٠٧ - اذا ادبرت كانت على المرء حسرة = و ان اقبلت كانت كثيرا همومها«٥٢»
آن دريا تقواى الهى باشد و درون كشتى ايمان به خدا و بادبان آن توكّل بر خدا باشد«٥١» شايد كه نجات پيدا كنى و گمان ندارم كه نجات يابى.
يكى از حكيمان گويد: تو به هيچ بهرهاى از دنيا نمىرسى مگر اين كه پيش از تو اهل آن بوده و بعد از تو نيز اهل آن خواهند بود و برايت از دنيا جز شام شبى يا نهارى نيست، بنابراين براى يك وعده غذا خودت را هلاك مكن در دنيا روزه بگير و در آخرت افطار كن چرا كه در رأس مال دنيا خواهشهاى نفسانى است و بهره آن دوزخ است.
به يكى از زاهدان گفته شد: روزگار را چگونه مىبينى؟ گفت: بدنها را فرسوده مىكند، و آرزوها را تازه مىكند و مرگ را نزديك مىسازد، گفت:
حال اهل دنيا چيست؟ گفت: هر كس به آن دست يافت به رنج افتاد و هر كه آن را از دست داد دچار زحمت شد و در اين مورد گفته شده است:
و من يحمد الدنيا لعيش يسّره *** فسوف لعمرى عن قريب يلومها
اذا ادبرت كانت على المرء حسرة *** و ان اقبلت كانت كثيرا همومها«٥٢»
يكى از حكيمان گويد: دنيا بود و من در آن نبودم و دنيا مىگذرد و من در آن نخواهم بود، بنابراين به آن آرامش نمىيابم، زيرا زندگى آن پست و ناچيز و صاف آن تيره است و اهل دنيا از آن به سه علّت مىترسند، زوال نعمت، مصيبتى كه به آنها برسد، يا مرگ حتمى.
يكى از حكيمان گويد: يكى از عيبهاى دنيا آن است كه به هيچ كس آنچه استحقاق دارد نمىدهد بلكه يا زايد بر آن مىدهد يا كمتر از آن.
ديگرى گفته است: هر آنچه را نعمت مىبينى گويى مورد خشم است و در
«٥١» كلينى (ره ) در كافى ، ج ١، ص ١٦ روايت را از موسى بن جعفر عليهما السّلام تا توكّل بر خدا باشد روايت كرده است .
«٥٢» هر كس دنيا را براى زندگى شادى بخش آن بستايد بجانم سوگند بزودى دنيا را نكوهش خواهد كرد. هرگاه دنيا روى برگرداند افسوسى براى انسان است و اگر روى بياورد غم هايش بسيار است .