راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٩ - توضيح حالت دل
انوار قرآن و سنّت بهره نمىگيرد فريب خورده است، بپرهيز كه يكى از آن دو گروه باشى و ميان هر دو اصل (عقل و نقل) جمع كن، زيرا علوم عقلى مانند غذاست و علوم شرعى مانند دوا و شخص بيمار هر گاه دارو نداشته باشد از غذا زيان مىبيند. بيماريهاى دل نيز چنين است و درمان آن جز با داروهايى كه از دين گرفته مىشود ممكن نيست. آن داروها تكاليف عبادى و اعمالى است كه پيامبران (ص) براى درمان دلها تركيب كردهاند. بنابراين كسى كه دل بيمار خود را با عبادتهاى شرعى درمان نكند و به علوم عقلى اكتفا كند از آن زيان برد چنان كه بيمار از غذا زيان مىبرد و پندار كسانى كه علوم عقلى را مخالف با علوم شرعى قلمداد كرده و جمع بين آن دو را ناممكن دانستهاند پندارى است كه از كوردلى نشأت گرفته است، و ما از كوردلى به خدا پناه مىبريم.
بسا كه در نظر اين گوينده بعضى از علوم شرعى با بعض ديگر تناقض داشته و نتوانسته است ميان آنها جمع كند و پنداشته است كه با دين تناقض دارد، پس بدان سبب سرگردان مانده و همانند مويى كه از خمير جدا مىشود از دين جدا شده است. علّتش اين است كه ناتوانىاش او را بدين توّهم واداشته كه در دين نقصانى هست و دور است كه در دين نقصى باشد، و مثل او همانند نابينايى است كه وارد خانهاى شود و بر اثر برخورد با ظرفهاى خانه بلغزد و بگويد: چرا اين ظرفها در سر راه گذاشته شده چرا آنها را در جاى خود ننهادهاند؟ پس به او بگويند: ظرفها در جاى خودش است اين تويى كه به سبب نابينايى از راه راست نمىروى، و از تو شگفت است كه لغزشت را به نابينايى خود حواله نمىدهى و به كوتاهى ديگرى نسبت مىدهى. علوم دينى به علوم عقلى چنين نسبتى دارد.
امّا علوم عقلى به دنيوى و اخروى تقسيم مىشود: علوم عقلى دنيوى مانند پزشكى، حساب و هندسه، ستارهشناسى و ديگر صنعتها و حرفهها. علوم اخروى مانند علم به حالات قلب و آفتهاى اعمال، علم به خداى متعال و صفات و افعالش