راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨ - توضيح حالت دل
اين كه از نظر شرافت مناسبتى ميان آن دو نيست، زيرا بينش درونى همان چشم نفس است كه همان لطيفه ياد شده (ربّانى) است و به منزله سوار كار است و بدن همانند اسب است و نابينايى سوار كار براى وى از نابينايى اسب زيانبارتر مىباشد بلكه ميان آن دو زيان مناسبتى وجود ندارد و براى موازنه بينش درونى با بينايى ظاهرى است كه خدا ادراك دل را ديدن ناميده و فرموده است: ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى«٦١» و همچنين گفتار خداوند: وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ.«٦٢» و اين رؤيت و ديدن قصد ديدن ظاهرى نكرده است چون اين ديدن تنها مخصوص ابراهيم نيست تا به عنوان منّت نهادن ذكر شود از اين رو ضدّ ادراك ابراهيم را كورى ناميده و فرموده است: فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي في الصُّدُورِ.» «٦٣»
و فرمود: وَ من كانَ في هذِهِ أَعْمى فَهُوَ في الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا.«٦٤» اين بود توضيح علم عقلى.
امّا علوم دينى از پيروى كردن از پيامبران (ع) گرفته شده و كسب آن از راه فرا گرفتن قرآن و حديث و درك معانى آنها پس از شنيدن حاصل مىشود و كمال دل و سلامت آن از دردها و بيماريها بدان تحقّق مىيابد. بنابراين علوم عقلى براى سلامت دل كافى نيست، اگر چه بدان نياز است. چنان كه عقل براى دوام عوامل تندرستى كافى نيست، بلكه بايد خواص دواها و عقاقير از راه آموختن از پزشكان شناخته شوند زيرا عقل بتنهايى به آن رهنمون نمىشود اگر چه پس از شنيدن، درك آن جز با عقل ممكن نيست. از اين رو عقل از شنيدن و شنيدن از عقل بىنياز نيست. پس آن كسى كه تنها به تقليد دعوت مىكند و بكلى عقل را كنار مىزند نادان است و كسى كه تنها به عقل اكتفا مىكند و از
«٦١» نجم / ١١: قلب او در آنچه ديد هرگز دروغ نمى گفت .
«٦٢» انعام / ٧٥: اين چنين ملكوت آسمان ها و زمين را به ابراهيم نشان داديم .
«٦٣» حج / ٤٦: چشمهاى ظاهر نابينا نمى شود بلكه دلهايى كه در سينه ها جاى دارد بينايى را از دست مى دهد.
«٦٤» اسراء / ٧٢: امّا آنها كه در اين جهان (از ديدن چهره حق ) نابينا بودند در آنجا نيز نابينا هستند و گمراه تر.