راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٤ - فضيلت بردبارى
تكذيب مىكنند.»«٩٠» «مردى ابو بكر را دشنام داد در حالى كه پيامبر ساكت بود. پس چون ابو بكر شروع كرد تا انتقام بگيرد پيامبر (ص) به پا خاست:
ابو بكر عرض كرد: چون مرا دشنام داد ساكت بودى و چون من سخن گفتم برخاستى؟ فرمود: چون فرشته از طرف تو جواب مىداد و چون سخن گفتى فرشته برفت و شيطان بيامد و من در مجلسى كه شيطان باشد نمىنشينم.»«٩١»
گروهى گفتهاند: مقابله به مثل به سخنى كه دروغ نباشد جايز است و نهى پيامبر (ص) از سرزنش كردن به مثل سخن او، نهى تنزيهى است و بهتر آن است كه ترك شود ولى اگر انجام دهد گناه نكرده است و سخنى كه به گفتن آن مجازى اين است كه بگويى: تو كه هستى مگر تو از فلان طايفه نيستى و گفتن اى احمق. مطرف گفته است: تمام مردم در مورد آنچه ميان آنها و پروردگارشان هست احمقند، جز اين كه بعضى از مردم حماقت كمترى دارند، ابن عمر در حديثى طولانى گفت: تمام مردم را نسبت به ذات خدا نادان مىبينى و همچنين گفتن «اى نادان» به ديگرى، چون در هر فردى نادانى هست بنابراين طرف را به سخنى آزار دادهاى كه دروغ نيست همچنين گفتن «اى بد اخلاق!» به ديگرى و نيز، «اى پررو!» و «اى كسى كه به آبروى مردم عيب مىگيرى!» در حالى كه اين عيبها در او باشد و همچنين اين گفته كه «اگر حيا مىداشتى حرف نمىزدى» و «اين كارت چقدر تو را در چشم من كوچك كرد» و «خدا ذليلت كند و از تو انتقام بگيرد» با چنين حرفها، ديگرى آزرده مىشود و دروغ هم نيست.
امّا سخنچينى و غيبت و دروغ و دشنام به پدر و مادر به اعتقاد همه علماء حرام است و دليل بر اين كه آنچه دروغ نيست گفتن آن جايز است اين سخن پيامبر (ص) است كه فرمود: «دو نفر كه به يكديگر دشنام مىدهند كسى كه
«٩٠» اين حديث قبلا از طيالسى نقل شد و ابن حبان آن را روايت كرده چنان كه در (( الترغيب و الترهيب ، )) ج ٣، ص ٤٦٩، نقل شده است .
«٩١» اين حديث را ابوداود در سنن ، ج ٢، ص ٥٧٢ از حديث سعيد بن مسيّب روايت كرده است .