راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٣ - فضيلت بردبارى
گفته است كه، بردبارى دواى هر دردى است.
مردى بر پاى حكيمى زد و پايش را به درد آورد ولى او به خشم نيامد. در اين مورد به او گفته شد. حكيم گفت: او را به جاى اتاقى گرفتم كه در آن لغزيدم و افتادم، پس غضب را سر بريدم.
محمود ورّاق مىگويد:
سالزم نفسى الصفح عن كل مذنب *** و ان كثرت منه على الجرائم
و ما الناس الا واحد من ثلاثة *** شريف و مشروف و مثل مقاوم
فاما الذى فوقى فاعرف فضله *** و اتبع فيه الحق و الحق لازم
و اما الذى دونى فان قال صنت عن *** اجابته عرضى و ان لام لائم
و امّا الذى مثلى فان زلّ اوهفا *** تفضّلت ان الفضل بالخير حاكم«٨٨»
شرح مقدار سخنى كه مىتوان به قصد انتقام گفت
بدان هر ظلمى كه از شخصى سربزند مقابله به مثل آن جايز نيست. بنابراين مقابله غيبت به غيبت جايز نمىباشد و نيز مقابله جستجو به جستجو و دشنام به دشنام. همچنين است ديگر گناهان تنها قصاص و غرامت به مقدارى كه در دين وارد شده و در كتابهاى فقهى مفصّل شرح دادهايم جايز است. پيامبر (ص) فرمود: «اگر شخصى تو را به عيبى كه دارى سرزنش كرد تو را به عيبى كه دارد سرزنش مكن.»«٨٩»
پيامبر (ص) فرمود: «دو شخص دشنام دهنده دو شيطانند كه يكديگر را
«٨٨» نفس خود را ملزم مى سازم كه از هر گنهكارى درگذرد اگرچه از او نسبت به من خطاهايى بسيار رفته باشد؛ مردم در مقايسه با من جز يكى از سه گروه نيستند يا برتر از من هستند يا پست تر يا همانند؛ امّا آن كه برتر از م است فضيلت او را مى شناسم و درباره او از حق پيروى مى كنم و حق لازم است ؛ امّا آن كه پست تر از من است اگر سخنى بگويد آبرويم را از جواب دادن به او حفظ مى كنم اگر چه ملامتگرى مرا ملامت كند؛ امّا آن كه همانند من است اگر بلغزد يا اشتباه كند بخشش مى كنم چرا كه بخشش انسان را به خير وا مى دارد.
«٨٩» اين حديث را احمد از حديث جابر بن مسلم روايت كرده و پيش از اين گذشت .