راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٩ - شرح وظايف ممدوح
مردمى كه هدفشان ستايش خويش است به قصد فخر كردن نمىگفت، چرا كه افتخار پيامبر (ص) به خدا و تقّرب به او بود نه به فرزندان آدم و نه به مقدّم بودنش بر آنها، چنان كه شخص موجّه و آبرومند در دربار شاه افتخارش به موّجه بودن نزد شاه است و از آن شادمان است نه اين كه افتخارش به اين باشد كه بر بعضى رعيّتها تقّدم دارد و با توجّه به شرح اين آفتها مىتوانيم ميان [روايات] نكوهش مدح و تشويق به آن جمع كنيم زيرا پيامبر (ص) فرمود:
«بهشت واجب شد»، و اين سخن را آنگاه فرمود كه صحابه بعضى از مردگان را ستودند سپس فرمود: «شما شاهدان خدا در زمين هستيد.»«٣١٩»
مجاهد گويد: «فرزندان آدم همنشينانى از فرشتگان دارند و هر گاه يكى از آنها برادر مسلمان خود را به نيكى ياد كند فرشتگان گويند: مانند آن خوبى براى تو باشد و هر گاه برادرش را به بدى ياد كند فرشتگان گويند: اى فرزند آدم كه عيبت پنهان بود در برابر نفس خويش توقّف كن و خدا را سپاس گوى زيرا كه عيبت را پوشانيد. اين بود آفتهاى ستايش.
شرح وظايف ممدوح
بدان كه بر ممدوح لازم است از آفت تكّبر و خودپسندى و سستى و ريا سخت بپرهيزد و از آن رها نمىشود مگر نفس خود را بشناسد و در خطر انجام كار و باريكيهاى ريا و آفات اعمال بينديشد، زيرا خود را بهتر از ستايشگر مىشناسد و اگر تمام عيبها و آنچه به دلش مىگذرد براى ستايشگر آشكار شود ستايشگر او را ستايش نخواهد كرد، و بر ممدوح لازم است با خوار ساختن ستايشگر بىميلى خود را به ستايش اظهار كند و پيامبر (ص) با اين سخن خود به همين نكته اشاره دارد: «بر صورت ستايشگران خاك بپاشيد.»«٣٢٠» سفيان بن عينيه
«٣١٩» اين حديث را مسلم در (صحيح )، ج ٣، ص ٥٣، در حديث طولانى از انس روايت كرده است .
«٣٢٠» اين حديث را ابوداوود در (سنن )، ج ٢، ص ٥٥٤ و مسلم در (صحيح )، ج ٨، ص ٢٧٨ از حديث مقداد روايت كرده اند. و پيش از اين گذشت .