راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٢ - شرح كفّاره غيبت
است و امّا صفتى كه آشكار است مانند خشونت و شتابزدگى، غيبت نيست، و بهتان اين است كه درباره برادرت چيزى بگويى كه در او نيست.»«٢٧٩»
از ابو الحسن (ع) روايت شده است: «هر كه پشت سر مردى چيزى بگويد كه در او هست و مردم نمىدانند او را غيبت كرده و هر كه سخنى درباره مردى بگويد كه در او نيست به او بهتان زده است.»«٢٨٠»
شرح كفّاره غيبت
بدان كه بر غيبت كننده واجب است كه پشيمان شود و توبه كند و بر كرده خود تأسف بخورد تا از عقوبت الهى رها شود. آنگاه از شخص غيبت شده بخواهد تا او را حلال كند و از مظلمه او نيز بيرون آيد و سزاوار است با حال تأسّف و اندوه و ندامت از غيبت شده حلّيت بطلبد چرا كه گاه شخص رياكار حلّيت مىخواهد تا به ظاهر خود را ديندار جلوه دهد، در حالى كه در باطن پشيمان نيست، در اين صورت گناه ديگرى مرتكب شده است. گفته شده:
غيبت كننده اگر از خدا براى غيبت شده آمرزش بخواهد و از غيب شده حلّيت نطلبد كافى است و گاه براى اثبات اين مطلب به روايتى كه از پيامبر (ص) رسيده استدلال مىشود كه فرمود: «كفّاره كسى كه او را غيبت كردهاى اين است كه برايش از خدا آمرزش بخواهى.»«٢٨١» مجاهد گويد: كفّاره خوردن گوشت برادرت اين است كه او را بستايى و برايش دعاى خير كنى.
از يكى از بزرگان راجع به توبه كردن از غيبت سؤال شد. او گفت: به نزد رفيقت مىروى و مىگويى: در آنچه گفتهام دروغگويم، بدى و ستم كردم، اگر مىخواهى حقّ خود را بگير و اگر خواهى ببخش، و اين درستترين اقوال است، و گفتار كسى كه مىگويد: «آبرو عوض ندارد و حليّت طلبى از آن لازم نيست
«٢٧٩» كافى ، ج ٢، ص ٣٥٨.
«٢٨٠» كافى ، ج ٢، ص ٣٥٨.
«٢٨١» اين حديث را ابن ابى الدنيا در (( الصمت )) به سندى صحيح از انس روايت كرده چنان كه در (( الجامع الصغير )) آمده است .