راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧١ - شرح دلايلى كه مجّوز غيبت مىشود
بينا مىگويند تا از اسمى كه نشان عيب است عدول كنند (در زمان ما به نابينا، روشندل مىگويند و بسيار زيباست).
٦- اين است كه شخص علنا گناه مىكند مانند مخنّث و كسى كه در مجلس فاسقان حاضر مىشود و آن كه علنا شراب مىنوشد و مال مردم را مصادره مىكند و تمام كسانى كه تظاهر به گناه مىكنند، بطورى كه از نام بردن و غيبت خود بدش نمىآيد. بنابراين اگر عيبى را بازگو كند كه آشكارا انجام مىدهد گناهى بر او نيست. پيامبر خدا (ص) فرمود: «هر كه پوشش حيا را از صورت بردارد غيبت او جايز است.»«٢٧٨» دليل جايز بودن غيبت اين است كه گاه چنين گنهكارى به گناه خود مباهات مىكند و در حالى كه قصدش آشكار ساختن گناه خويش است، چگونه از بازگو كردن ديگران بدش مىآيد؟ آرى اگر گناهى را كه به آن تظاهر نمىكند بگويد گناه به شمار مىآيد.
مىگويم: سيّد علّامه فضل الله بن على حسنى در شرح الشهاب در تفسير گفتار پيامبر (ص): «غيبت فاسق جايز است»، مىگويد: غيبت اين است كه عيب شخص غايب را بى آن كه نيازى به گفتن آن باشد نقل كند.
آنگاه گفته است: امّا هر گاه از فاسقى غيبت كند غيبت و گناه نيست. فقط در صورتى غيبت است كه فاسق پشيمان شده و توبه كرده باشد و امّا اگر در گناه پافشارى كند غيبت نيست، چون خود همان عملى را كه از او نقل مىكنند آشكارا انجام مىدهد. پايان سخن علّامه.
سخن علّامه (ياد شده) را روايات و سخن علماى لغت تأييد مىكند.
جوهرى گويد: غيبت اين است كه در پشت سر شخص آبرومند (كسى كه عيبش پوشيده است) سخنى بگويى كه اگر بشنود غمگين شود. پس اگر آن سخن راست باشد غيبت و اگر دروغ باشد بهتان است. از حضرت صادق (ع) روايت شده: «غيبت اين است كه سخنى درباره برادرت بگويى كه خدا آن را پوشانده
«٢٧٨» اين حديث را بيهقى روايت كرده و حديثى كه از انس روايت شده ضعيف دانسته است چنان كه در (( درّالمنثور، )) ج ٦، ص ٩٧ نقل شده است .