راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٩ - عواملى كه آدمى را به غيبت وا مىدارد
امام فرمود: «اگر مىخواهى سالم بمانى از خدا ياد كن نه آفريدگان او تا به جاى غيبت عبرت و به جاى گناه ثواب ببرى.»
شرح درمانى كه زبان را از غيبت منع مىكند
بدان كه تمام خوهاى بد با معجون علم و عمل درمانپذير است و راه درمان هر مرضى مبارزه با عامل (ميكرب) آن بيمارى است. بنابراين بايد علّت و عامل غيبت را جستجو كنيم. منع زبان از غيبت دو صورت دارد: صورتى اجمالى و صورتى تفصيلى. صورت اجمالى آن است كه بداند با غيبت كردن از ديگرى با توجّه به اين احاديثى كه روايت كرديم خود را در معرض خشم خدا قرار داده و تمام كارهاى نيكش باطل است زيرا حسنات او در روز قيامت به شخص غيبت شده منتقل مىشود به سبب آن كه ريختن آبرويش را مجاز دانسته است. و اگر غيبت كننده حسناتى نداشته باشد گناهان شخص غيبت شده به او منتقل مىشود و با اين حال مورد خشم خداست و در نزد او شبيه به مردار خور است، بلكه بنده در صورتى كه كفّه ترازوى بديهايش سنگينتر باشد وارد دوزخ مىشود، و بسا كه از شخص غيبت شده يك گناه به غيبت كننده منتقل شود و كفّه گناهانش سنگين و از اين رو وارد دوزخ بشود كمترين درجه (مجازات) غيبت اين است كه از ثواب اعمالش كاسته مىشود، آن هم پس از التماس و سؤال و جواب و محاسبه.
پيامبر خدا (ص) فرمود: «آتش در چوب خشك سريعتر از غيبت در حسنات بنده اثر نمىكند.»«٢٦٢» روايت شده مردى به ديگرى گفت: به من خبر رسيده كه مرا غيبت مىكنى، در جواب گفت: چه قدر در نزد من ارج دارى كه من اختيار حسناتم را به تو دادهام پس هر گاه بنده به روايات رسيده در باب غيبت مطمئن شود، از ترس نابودى حسنات خود زبانش را به غيبت نمىگشايد و اين بهره را نيز دارد كه در نفس خويش بينديشد و اگر در آن عيبى يافت سرگرم (اصلاح) آن شود و گفتار پيامبر (ص) با به ياد آورد خوشا به حال كسى كه عيبش او را
«٢٦٢» عراقى گويد: براى اين حديث ماءخذى نيافتم .