راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٩ - شرح پرهيز از دروغ با توريهها
سراغش رفته باشد كه معمول نيست گنهكار نيست اگر چه به صد بار هم نرسد و در ميان آن درجاتى هست انسانى كه زبانش آزاد است با مبالغه در آن در معرض خطر دروغ گفتن قرار مىگيرد و از جمله مواردى كه دروغگويى در آن معمول است و به آسانى انجام مىشود موردى است كه گفته شود: غذا بخوريد و طرف بگويد ميل ندارم و اين دروغ ممنوع و حرام است، در صورتى كه هدف درستى در آن نباشد.
مجاهد گويد: اسماء بنت عميس گفت: همدم عايشه بودم در شبى كه او را آماده كردم و به همراه چند زن او را به خانه پيامبر (ص) برديم. به خدا در خانه رسول خدا جز يك جام شير نبود. پيامبر نوشيد سپس آن را به عايشه داد و او شرم كرد. من گفتم: دست رسول خدا را رد نكن، بگير! عايشه گفت: با حالت شرم جام شير را از پيامبر گرفتم و نوشيدم، آنگاه فرمود: به رفقايت بده آنها گفتند ميل نداريم. پيامبر فرمود: گرسنگى با دروغ جمع نمىشود. اسماء گويد: به پيامبر عرض كردم: اى رسول خدا اگر يكى از ما در جايى كه به چيزى مايليم بگويد ميل ندارم آيا دروغ به حساب مىآيد فرمود: دروغ (در نامه عمل) نوشته مىشود تا آنجا كه دروغ كوچك، دروغ كوچك نوشته مىشود«٢٢٠» دينداران از چنين دروغهايى نيز پرهيز مىكردند. ليث بن سعد گويد:
چشمان سعيد بن مسيّب چرك مىداد به حدى كه چرك به بيرون چشمانش مىرسيد. به او مىگفتند: اين چرك را پاك كن مىگفت: پزشك به من گفته است: دست به چشمانت نزن و اگر دست به چشمانم بزنم چگونه بگويم دست نزدهام (دروغ بگويم)؟ اين نمونهاى از مواظبت دينداران بر راستگويى است، و
«٢٢٠» اين حديث را ابن ابى الدنيا در (( الصمت )) و طبرانى در (( الكبير )) روايت كرده اند و نظير آن را طبراين از حديث شهر بن حوشب از اسماء بنت يزيد نقل كرده و آن درست است زيرا اسماء بنت عميس در آن هنگام در حبشه بوده ليكن در (( طبقات الاصبهانيين )) تاءليف ابوشيخ از روايت عطاء ابن ابى رياح از اسماء بن بنت عميس روايت شده (( ((زففنا الى النبى صلّى اللّه عليه و آله بعض نسائه الحديث )) )) بنابراين منظور از اين ازدواج زنى غير از عايشه باشد كه پس از فتح خيبر (پيامبر با او ازدواج كرده ) اشكالى ندارد. (( (المغنى ) ))