راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣١ - آفت سيزدهم وعده دروغ است
امانت، خوشخويى، رعايت عفّت در خوراك.»«٢٠٤»
معاذ گويد: رسول خدا به من فرمود: «تو را به تقواى الهى و راستگويى و اداى امانت و وفا كردن به پيمان، و سلام دادن و فروتنى سفارش مىكنم.»«٢٠٥»
على (ع) فرمود: «بزرگترين گناه در نزد خدا زبانى است كه بسيار دروغ بگويد و بدترين پشيمانيها پشيمانى روز قيامت است.»
مالك بن دينار گويد: «در يكى از كتابها خواندم: خطبه هر خطيبى بايد بر كردارش عرضه شود اگر راستگو بود تصديق مىشود و اگر دروغگو باشد لبهايش با قيچى آتشين بريده مىشود، و هر چه بريده شود دوباره گوشت برويد.»
ابن سمّاك گويد: عقيده ندارم كه بر دروغ نگفتن پاداش داده شوم زيرا، با بىميلى آن را ترك مىكنم.
مواردى كه دروغگويى مجاز است
بدان كه دروغ حرمت عينى ندارد، بلكه از آن نظر كه به مخاطب يا ديگرى«٢٠٦»
ضرر مىرساند حرام است، زيرا كمترين درجهاش اين است كه خبر دهنده به چيزى خلاف آنچه مىگويد معتقد باشد در اين صورت جاهل است و گاه دروغ براى ديگرى ضرر دارد، و بسا جهلى كه بهره و مصلحت داشته باشد.
بنابراين دروغ به دست آوردن آن جهل است كه در آن مأذون هستيم. گاه
«٢٠٤» اين حديث را احمد و ابن ابى الدنيا و طبرانى و بيهقى به سندهايى حسن روايت كرده اند چنان كه در الترغيب و الترهيب ، )) ج ٣، ص ٥٨٩ آمده است .
«٢٠٥» اين حديث را ابونعيم در (( الحليه )) روايت كرده چنان كه در (( المغنى )) آمده است .
«٢٠٦» در اين سخن اشكال است زيرا دروغ اظهار كردن چيزى است برخلاف حقيقت به عمد خواه زيان آور باشد يا سودبخش و اين بيرون شدن از حق و انحراف از راه راست به باطل است كه عقل و فطرت سالم از آن ناراحت مى شود و شرعا حرام و عقلا زشت است مگر اين كه منكر حسن و قبح عقلى شويم و اين خلاف اعتقاد اصحاب ما (اماميه است ) و اين كه دين در بعضى از موارد براى مصلحتى دروغ را جايز شمرده تا كمترين دو محذور را برگزيند با حرمت نفسى دروغ منافات ندارد و ظاهر روايات مؤ يد اين مطلب است .