راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٠ - آفت پنجم دشمنى است
وا مىدارد با اين كه او آن مقدار مال را كوچك مىشمارد، بعضى از مردم آشكارا مىگويند: فقط مقصودم دشمنى و شكستن آبروى اوست، و هر گاه اين مال را از او بستانم بى آن كه اهميّت دهم در چاه مىاندازم. چنين شخصى مقصودش سرسختى و لجاجت است و براستى كه اين صفت بسيار نكوهيده است.
امّا مظلومى كه از راه شرع از خود دفاع مىكند و بيش از مقدار نياز لجاجت نمىورزد و زيادهروى و سرسختى نشان نمىدهد و قصد عناد و اذيّت ندارد كارش حرام نيست ولى اگر راهى داشته باشد بهتر است آن را ترك كند، زيرا در مجادله نگاه داشتن زبان در حدّ اعتدال غير ممكن است. مجادله و نزاع آتش كينه و خشم بر مىافروزد، و هر گاه آتش خشم برافروخته شد مورد نزاع فراموش مىشود و كينه در ميان طرفين نزاع باقى مىماند، تا آنجا كه هر يك از آنها از غم ديگرى شادمان و از شادمانى او غمگين مىشود و زبان به بدگويى او مىگشايد. بنابراين هر كس به نزاع آغاز كند، در معرض اين گرفتاريها قرار مىگيرد و كمترين گرفتارى پريشان خاطرى است تا آنجا كه در نماز خود سرگرم مجادله با دشمنش مىشود. از اين رو خصومت در همان حدّ ضرورت باقى نمىماند، نتيجه آن كه خصومت سرچشمه هر بدى است، مجادله و نزاع نيز چنين است. در اين صورت لازم است كه انسان در نزاع را جز در موردى كه ضرورى است نگشايد و در حال ضرورت نيز لازم است كه زبان و دل را از پيامدهاى خصومت حفظ كند، و براستى كه اين كار دشوار بلكه غير ممكن است. پس كسى كه در نزاع به مقدار لازم اكتفا كند از گناه در امان مىماند، و هر خصومتى نكوهيده است مگر اين كه انسان به آن ناچار شود، چون دليل كافى دارد. در اين صورت اگر نزاع كند ترك كار شايستهتر كرده است، ولى گنهكار نيست، آرى كمترين چيزى كه در خصومت و نزاع و جدال از دست داده سخن خوب گفتن و ثواب آن است، چرا كه كمترين درجات سخن خوب اظهار موافقت است و هيچ خشونتى در سخن بزرگتر از طعن و اعتراض نيست كه نتيجهاش يا نادان دانستن يا دروغگو دانستن ديگرى است زيرا كسى كه با