راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٩ - آفت پنجم دشمنى است
ابو هريره گويد: پيامبر (ص) فرمود: «هر كس در خصومتى بدون آگاهى ستيز كند همواره مورد خشم خداست تا روحش گرفته شود.»«٥٩»
يكى از بزرگان گفته است: از دشمنى بپرهيز، زيرا خصومت دين را از بين مىبرد. و گويند: كسى كه در دين پارساست، هرگز دشمنى نمىورزد. ابن قتيبه گويد: بشر بن عبد الله بن ابى بكر بر من گذشت و گفت: چه چيز تو را در خانه نشانده است؟ گفتم: دشمنى كه ميان من و پسر عمويم هست. بشير گفت:
پدرت بر من حقّى دارد و مىخواهم آنرا تلافى كنم به خدا من هيچ چيزى را نديدم كه مانند دشمنى دين را از بين ببرد و مروّت را بكاهد و لذّت را ضايع سازد و دل را سرگرم دارد. ابن قتيبه گفت: برخاستم كه برگردم پس دشمنم (بشر بن عبد الله) گفت: تو را چه شده است؟ گفتم: هرگز با تو دشمنى نمىكنم.
بشر گفت: دانستى كه حق من اين است، گفتم: نه ولى نفس من گرامىتر از اين است. بشر گفت: من چيزى را كه از آن توست نمىخواهم.
اگر كسى اين اشكال را مطرح كند كه هر گاه انسان حقّى داشته باشد، بايد در برابر ظلم ظالم در طلب و حفظ آن خصومت ورزد. بنابراين چگونه خصومت در اين مورد نكوهش مىشود و حكمش چيست؟ شكّى نيست كه اين نكوهش در مواردى چند صادق است: در مورد كسى كه بدون حق خصومت مىورزد در مورد كسى كه به حق خصومت مىكند ولى بدون آگاهى مانند وكيل قاضى، چرا كه او پيش از اين كه بشناسد حق با كدام طرف است در خصومت وكالت مىكند. از هر طرف كه باشد و بدون آگاهى خصومت مىورزد در مورد كسى كه حق خود را مىطلبد ولى به مقدار نياز اكتفا نمىكند بلكه به قصد آزار يا مسلّط شدن در دشمنى سرسختى نشان مىدهد در مورد كسى كه بر خصومت سخن آزار دهندهاى را مىافزايد كه در حمايت و اظهار حق به آن نيازى نيست و نيز در مورد كسى كه تنها عناد براى شكست دادن خصم او را به دشمنى
«٥٩» حديث را ابن ابى الدنيا در نكوهش غيبت از ابوهريره به سندى حسن روايت كرده چنان كه در (( الجامع الصغير )) آمده است .