راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٥ - آفت چهارم لجاجت و نزاع است
لقمان به پسرش گفت: «پسركم با علما ستيز مكن كه تو را به خشم آورند.»
بلال بن ابى سعيد گويد: هر گاه ديدى كه شخصى بسيار لجاجت مىكند و خود رأى است در خسارت كامل است.
ابو دردا گويد: همين گناه برايت بس است كه همواره نزاع كنى.
عيسى (ع) گويد: «هر كه بسيار دروغ بگويد جمال او برود و هر كه با مردم بستيزد مروّتش از بين برود و هر كه بسيار غم بخورد تنش بيمار شود و هر كه بدخو باشد روحش در عذاب باشد.»
به ميمون بن مهران گفته شد: تو را چه شده كه با هيچ يك از برادرانت از روى كينه و نفرت جدا نشدى گفت: زيرا با او مجادله و نزاع نمىكنم. مطالبى كه در نكوهش مجادله و نزاع وارد شده بسيار است.
پيامبر (ص) فرمود: «كفّاره هر نزاعى دو ركعت نماز است»«٥٦» و مراء عبارت از هر گونه اعتراض به سخن ديگران با ايراد گرفتن لفظى يا معنوى است يا آن كه گوينده قصد مراء كند، و ترك مراء عبارت از ترك انكار و اعتراض بر سخن ديگران است. بنابراين هر سخنى را شنيدى اگر حق باشد آن را تصديق كن و اگر باطل است و مربوط به دين نيست سكوت كن. ايراد گرفتن بر سخن ديگران ايراد يا بر لفظ اوست كه از نظر نحو يا لغت يا عربى بودن اشكال دارد يا از نظر نظم و ترتيب كه رعايت تقديم و تأخير نشده است، اشكال اوّل از كوتاهى در معرفت سرچشمه مىگيرد و اشكال دوّم از طغيان كردن زبان حاصل مىشود و هر چه باشد هيچ دليلى براى اظهار ايراد وجود ندارد. و گاه ايراد گرفتن بر معناى سخن ديگرى است، چنان كه بگويى: مطلب آن طور كه تو مىگويى نيست و در فلان و فلان مورد اشتباه كردهاى، و يا گوينده، قصد ايراد مىكند مثل اين كه بگويد: اين سخن حقّ است ولى تو از اين سخن قصد حق ندارى و مغرضى و
«٥٦» حديث را طبرانى در (( الكبير )) از حديث ابوامامه به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در (( الجامع الصغير )) آمده است .