راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٩ - وظيفه مريد در ازدواج كردن و ترك آن
يكى از تابعين گويد: من به اندازهاى كه از نشستن كودك بىريش با جوان خداپرست مىترسم از درندگان نمىترسم. يكى از پيشينيان گويد: بزودى سه صنف در اين امّت به لواط دچار شوند: يك گروه نگاه مىكنند (لواط با نگاه) گروهى مصافحه مىكنند و گروهى رسما لواط مىكنند. در اين صورت نگاه كردن به نوجوانان بلاى بزرگى است. هر گاه مريد نتوانست چشمش را ببندد و انديشهاش را حفظ كند حق آن است كه با ازدواج شهوتش را بشكند. بسا نفسى كه اشتياق آن (به شهوت) با گرسنگى آرام نمىگيرد. يكى از سالكان گويد:
در آغاز تصميم به سير و سلوك بطورى شهوت بر من غالب آمد كه توان خويش از دست بدادم. پس بسيار به درگاه خدا ناليدم شخصى را در خواب ديدم كه گفت: تو را چه شده است؟ به او شكايت كردم. گفت: نزد من بيا نزديكش رفتم و دست خود را بر سينهام نهاد پس سردى آن را در دلم و تمام بدنم احساس كردم. پس شب را به صبح آوردم و آن حالتم برطرف شد و يكسال آسوده بودم.
پس از يكسال همان حالت بازگشت و بسيار به درگاه خدا زارى كردم. شخصى در خواب نزدم آمد و گفت: آيا دوست دارى گردنت را بزنم تا آن حالتت از بين برود؟ گفتم: آرى گفت: گردنت را بلند كن. چنان كردم پس شمشيرى از نور كشيد و گردنم را بزد. وارد صبح شدم و حالتم برطرف شد، يك سال آسوده بودم آنگاه همان حالت يا سختتر از آن مجددا به من برگشت. پس شخصى را در خواب ديدم كه ميان سينه و پهلويم مرا مخاطب قرار داده و مىگويد: واى بر تو چقدر از خدا مىخواهى كه از تو دور سازد چيزى را (گرايش به شهوت) كه خدا دور شدن آن را دوست ندارد. ازدواج كن، گفت:
پس ازدواج كردم در نتيجه آن حالت برطرف شد و صاحب فرزند شدم. هر گاه نياز به ازدواج پيدا كرد سزاوار است شرط اخلاص در ازدواج را از آغاز تا پايان ازدواج مراعات كند، در آغاز با نيّت پاك ازدواج كند و سپس آن را با خوشخويى و روش درست و اداى حقوق واجب زن ادامه دهد، چنان كه تمامش را در كتاب آداب ازدواج شرح داديم، و با تكرار آن سخن را طولانى نمىكنيم و