راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١٩ - شرح امورى كه بنده به آن مؤاخذه مىشود
لشكريان عقل از دور كردن شيطان سرپيچى كردهاند و چون هوى در دل پراكنده شود جاى شيطان وسعت مىيابد و سرانجام شيطان در كمال قدرت بر دل مسلّط مىشود. پس به دل روى مىآورد و آرزوها و غرور و زينت را در نظرش مىآرايد و از روى فريب سخن باطل را به دل وحى مىكند و با وعده و وعيد قدرت ايمان را ضعيف مىسازد و نور يقين به ترس از آخرت خاموش مىشود، زيرا از خواهشهاى نفسانى دودى تاريك به طرف دل بلند مىشود كه تمام اطراف دل را پر مىكند تا تمام نورهايش را خاموش سازد، و عقل همانند چشمى مىشود كه دود پلكهايش را پر كرده است و توان نگاه كردن ندارد.
همچنين شهوت بر دل غالب مىشود تا ديگر براى قلب امكان توقّف و بينش نماند و اگر پند دهندهاى او را بينا سازد و حق را به گوش او برساند از درك حقيقت كر و كور مىشود و شهوت به هيجان مىآيد و شيطان با نشاط مىشود و اعضاى بدن برطبق خواهش نفس به حركت در مىآيد و گناه از خزينههاى غيب بنابر قضا و قدر الهى در عالم دنيا آشكار مىشود و به چنين قلبى خداى متعال فرموده است: أَ رَأَيْتَ من اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ. تا آخر هر دو آيه«١٩٩» و به گفته خود: لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ.«٢٠٠» و به گفته خود: سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ.«٢٠١» (بسا دلى كه حالش نسبت به شهوتها اين است) و بسا دلى كه حالش نسبت به بعضى شهوتها اين است. مانند كسى كه از بعضى چيزها پرهيز مىكند ولى هرگاه صورت نيكويى ببيند نمىتواند چشم و دلش را حفظ كند و عقلش سبك مىشود و خوددارى قلبىاش را از دست مىدهد يا مانند كسى كه در برابر مقام و رياست و تكبّر نمىتواند نفس خود را نگاه دارد و آنگاه كه عوامل رياست آشكار شود توان مقاومت ندارد يا مانند كسى كه در موقع خشم بر نفس خود مسلّط نيست آنگاه كه يكى از
«١٩٩» فرقان / ٤٣: آيا ديدى كسى را كه هواى نفس خويش را معبود خود برگزيده بود.
«٢٠٠» يس / ٧: فرمان (الهى ) درباره اكثر آنها تحقق يافته از اين رو ايمان نمى آورند.
«٢٠١» يس / ١٠: براى آنها يكسان است ، چه انذارشان كنى يا نكنى ايمان نمى آورند.