راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٧٢ - باب سوّم شرايط باطنى اعمال قلب
تضرّع به درگاه اوست كه در اين هنگام مخاطب وى مىباشد، و در حالى كه قلب او به حجاب غفلت محجوب است، نه او را به چشم مىبيند و نه به دل مشاهده مىكند بلكه او بكلّى از مخاطب خود غافل، و تنها زبان او به حكم عادت در جنبش است، و اين حالت بكلّى از مقصود شارع بدور است، چه او نماز را براى زدودن زنگار دلها و تجديد ذكر پروردگار و تحكيم ريشههاى ايمان در قلوب قرار داده است. اينها حكم قرائت و ذكر بود، و به طور خلاصه اين ويژگى را در نطق و متمايز بودن آن را از اين حيث از فعل نمىتوان انكار كرد.
امّا ركوع و سجود بىترديد غرض از آنها تعظيم حقّ تعالى و بزرگداشت اوست، و اگر روا باشد كه انسان در حالى كه از خدا غافل است با انجام دادن عملى او را تعظيم كند رواست بتى را كه در پيش روى او نهاده شده و او از آن غافل است، يا ديوارى را كه جلو روى است و او از آن بىخبر است به همين گونه مورد تعظيم قرار دهد، و اگر ركوع و سجود در چنين حالى تعظيم حقّ تعالى نباشد ناگزير چيزى جز حركت دادن پشت و سر نيست، و در اين كار مشقّتى وجود ندارد تا انسان به سبب آن مورد آزمون قرار گيرد، و ستون دين شمرده شود، و حدّ فاصل ميان كفر و اسلام باشد، و بر حجّ و ديگر عبادات تقدّم يابد، و با ترك آن بخصوص قتل واجب گردد. من گمان ندارم اين همه عظمتى كه به نماز داده شده به خاطر اعمال ظاهرى آن باشد مگر آن كه مقصود از آن را مناجات با خدا بدانيم كه در اين صورت بر روزه و زكات و حجّ و جز آنها بلكه بر قربانيها و هر آنچه با آن به خدا تقرّب مىجويند، و بر انفاق مال كه به سبب آن با نفس مجاهده مىكنند برترى دارد. خداوند در اين باره فرموده است: لَنْ يَنالَ الله لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ«٥»، يعنى صفتى كه بر دل چيره شده تا او را بر امتثال اوامر الهى وادار كند مطلوب اوست. بنابراين وضع در نماز و ادبى كه بايد در افعال آن مراعات شود چگونه خواهد بود، و اين از
«٥» جز اين است كه نماز طهارت ذلت و فروتنى است و اين حديث پيش از اين ذكر شده است