راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٤٩ - فضيلت خشوع و معناى آن
ابراهيم (ع) از يك ميلى شنيده مىشد، و خداوند او را ستوده و فرموده است: إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ،«٨٨» و در آن هنگام كه به نماز مىايستاد از او آوازى به گوش مىرسيد مانند آواز ديگ در موقعى كه به جوش آيد«٨٩»، و همين صدا از سينه مبارك پيامبر گرامى ما (ص) نيز شنيده مىشد. همچنين امير مؤمنان (ع) هنگامى كه وضو مىگرفت از ترس خداوند چهرهاش دگرگون مىشد، و فاطمه (ع) به نماز كه مىايستاد از خوف خدا نفسش به شماره مىافتاد.
امام حسن (ع) چون از وضويش فراغت مىيافت رنگ رخسارش تغيير مىكرد، چون اين موضوع را به او متذكر مىشدند مىفرمود: بر كسى كه اراده كرده بر صاحب عرش عظيم وارد شود حقّ است كه رنگ چهرهاش تغيير كند. شبيه اين كلام را از امام زين العابدين (ع) نيز روايت كردهاند.
در تهذيب از ابو حمزه ثمالى روايت شده كه گفته است: علىّ بن الحسين (ع) را ديدم كه نماز مىخواند، و ردايش از دوشش افتاد، آن حضرت آن را برنگردانيد تا آن هنگام كه از نماز فارغ شد، مىگويد: سبب اين را از او پرسيدم، فرمود:
«واى بر تو، آيا مىدانى من در پيش روى كى بودم؟، هيچ نمازى از بنده پذيرفته نيست، مگر نمازى كه در آن دل به سوى خدا متوجّه باشد.»، عرض كردم: فدايت شوم ما نابوديم، فرمود: «هرگز، خداوند نمازتان را با نوافل كامل مىكند.»«٩٠»
در خبر صحيح از امام صادق (ع) نقل شده كه فرموده است: «علىّ بن الحسين (ع) چون براى نماز برمىخاست رنگ چهرهاش دگرگون مىشد، و زمانى كه به سجده مىرفت سر برنمىداشت مگر آنگاه كه عرق از او سرازير مىشد.»«٩١»
و نيز آن حضرت فرموده است كه: «پدرم مىگفت: هنگامى كه علىّ بن الحسين (ع) به نماز مىايستاد مانند ساقه درخت بىحركت بود مگر چيزهايى از
«٨٨» هود / ٧٥: همانا ابراهيم بردبار و دلسوز و باز گشت كننده (به سوى خدا) بود
«٨٩» در حديث است كه : (( انه يصلى و لجوفه ازيز كازيز المرجل من البكاء ))
«٩٠» همان ماخذ ج ١ ص ٢٣٣ علل صدوق ص ٨٨
«٩١» كافى ج ٣ ص ٣٠٠ شماره ٥