راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٤٨ - فضيلت خشوع و معناى آن
با خداست، و اين با غفلت چگونه امكانپذير است.
گفته شده: اى فرزند آدم اگر بخواهى بىاجازه بر مولاى خود وارد شوى مىتوانى پرسيدند اين چگونه ممكن است پاسخ داده شد: وضويى كامل به جاى آور، و به محراب خويش داخل شو، در اين صورت تو بىاجازه بر مولاى خود وارد شده و بدون استفاده از مترجم به گفتگوى با او پرداختهاى.
از عايشه روايت شده كه گفته است: پيامبر خدا (ص) با ما و ما با او سخن مىگفتيم چون هنگام نماز فرا مىرسيد پيامبر خدا (ص) به سبب توجّه به عظمت حق تعالى چنان بود كه گويى ما را نشناخته و ما او را نمىشناسيم«٨٣».
پيامبر (ص) فرموده است: «خداوند به نمازى كه نمازگزار دلش را با بدنش حاضر نمىكند، نظر نمىفرمايد».«٨٤» ابراهيم خليل (ع) چون به نماز مىايستاد صداى تپيدن دل او از فاصله دو ميلى شنيده مىشد.
علىّ بن ابى طالب (ع) چون وقت نماز فرا مىرسيد بدنش مىلرزيد و رنگ چهرهاش دگرگون مىشد. به او گفته مىشد: اى امير مؤمنان! تو را چه شده است؟ مىفرمود: «وقت اداى امانتى فرا رسيده است كه خداوند آن را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرد، و آنها از تحمّل آن سرباز زدند و ترسيدند.»«٨٥»
از علىّ بن الحسين (ع) روايت شده است به هنگامى كه وضو مىگرفت رنگ چهرهاش زرد مىشد اهل خانهاش به او مىگفتند: اين چه حالتى است كه در هنگام وضو به تو دست مىدهد مىفرمود: «آيا مىدانيد مىخواهم در پيش روى چه كسى بايستم؟»«٨٦» مىگويم: و از طريق خاصّه عدّة الداعى«٨٧» روايت كرده است كه آه
«٨٣» عدةالداعى آخر فصل اول از باب چهارم ص ١٠٩
«٨٤» لب الالباب راوندى مستدرك الوسائل ج ١ ص ٢٦٦
«٨٥» الشريل ابن شهر آشوب از تفسير قشيرى بحار ج ١٨ باب آداب الصلاة زهد النبى صلى اللهعليه و آله و سلم جعفر بن احمد قمى مستدرك ج ١ ص ٢٦٦
«٨٦» علل الشرايع ص ٨٨ از ابان بن تغلب
«٨٧» باب چهارم كتاب ص ١٠٨