راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٢٥ - فصل در نكوهش علم كلام و اندازه آن
است كه كلام به آن منجّر مىشود، بىترديد اينها حرام و اجتناب از آنها واجب است به همان گونه كه كبر، ريا و رياستطلبى از چيزهايى است كه علم حديث و فقه و تفسير به آن منجّر مىشود كه اينها حرام و اجتناب از آنها واجب است، ليكن اين امر مانع فرا گرفتن اين دانش نيست، و چگونه ممكن است ذكر دليل و درخواست و بحث آن ممنوع باشد در حالى كه خداوند متعال فرموده است: قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ«١٣»، و نيز: لِيَهْلِكَ من هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ«١٤»، و نيز: إِنْ عِنْدَكُمْ من سُلْطانٍ«١٥» يعنى حجّت و برهان، و نيز: فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ«١٦» و نيز: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ ... تا فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ«١٧». زيرا خداوند استدلال ابراهيم (ع) و مجادلهاش را با خصم و محكوم ساختن او را مورد ستايش قرار داده و فرموده است: تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ«١٨»، و نيز: قالُوا يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا«١٩»، و در داستان فرعون فرموده است: وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ، تا ... أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ«٢٠»، به طور خلاصه قرآن از آغاز تا پايان مشتمل بر احتجاج با كفّار است. امّا عمدهترين دليل متكلّمان در توحيد، قول خداوند متعال مىباشد كه: لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا الله لَفَسَدَتا«٢١»، و درباره قيامت: قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ«٢٢»، و دلائل بسيار ديگر، و پيامبران پيوسته با منكران
«١٣» انبيا / ٢٤: بگو دليلتان را بياوريد
«١٤» انفال / ٤٢: تا آنها كه هلاك مى شوند از روى اتمام حجت باشد
«١٥» يونس / ٦٨: شما هيچ گونه دليلى بر اين ادعا نداريد
«١٦» انعام / ١٤٩: براى خدا دليل قرطع است
«١٧» بقره / ٢٥٨: آيا نديدى كسى كه با ابراهيم درباره پروردگارش محاجه مى كرد تا آن مرد كافرمبهوت و وامانده شد
«١٨» انعام / ٨٣: اينها دلائل ما بود كه به ابراهيم در برابر قومش داديم
«١٩» هود / ٣٢: گفتند اى نوح با ما جر و بحث كردى و زياد سخن گفتى
«٢٠» شعراء / ٣٠: (فرعون گفت ): و پروردگار جهانيان چيست ? تا (موسى گفت ): حتى اگر نشانه آشكارى براى تو بياورم ?
«٢١» انبياء / ٢٢: اگر در آسمانها و زمين خدايانى جز الله بود تباه مى شدند
«٢٢» يس / ٧٩: بگو همان كسى آن را زنده مى كند كه نخستين بار آن را آفريد