راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٨٨ - فصل گفتار برخى از دانشمندان در فضيلت علم
نشسته بودم. در اين ميان مردى نزد او آمد، و گفت: اى ابو الدّرداء من از مدينه نزد تو آمدهام يعنى شهر پيامبر (ص)، و اين به خاطر حديثى است كه از تو به من رسيده است، و تو آن را از پيامبر خدا (ص) روايت كردهاى، ابو الدّرداء گفت:
آيا داد و ستد تو را به اين جا نياورده؟ پاسخ داد: نه، ابو الدّرداء گفت: آيا امر ديگرى تو را به اين جا نكشانيده است، پاسخ داد: نه، ابو الدّرداء گفت: از پيامبر خدا (ص) شنيدم كه مىفرمود: «كسى كه راهى را در جستجوى دانش بپويد، خداوند از راهى او را به بهشت مىرساند، همانا فرشتگان بالهاى خود را براى طالبان علم مىگسترانند، و هر كه در آسمانها و زمين است حتّى ماهيها در آب از خداوند براى عالم طلب آمرزش مىكنند، برترى عالم بر عابد مانند برترى ماه بر ستارگان است، عالمان وارثان پيامبرانند، پيامبران درهم و دينارى را به ارث باقى نمىگذارند، تنها ميراث آنها علم است كه هر كس آن را فرا گيرد بهره زيادى برده است.» آن مرد گفت: آرى.«١٠٧»
يكى از دانشمندان«١٠٨» به ابو يحيى بن زكريّا بن يحيى ساجى نسبت داده كه گفته است: در كوچههاى بصره براى مراجعه به خانه بعضى از محدّثان مىرفتيم، و در رفتن شتاب مىكرديم، همراه ما مردى هرزه و بىشرم بود كه با حالت تمسخر گفت: پاها را از روى بالهاى فرشتگان برداريد، او هنوز از جايش دور نشده بود كه هر دو پايش خشك شد. همچنين به ابو داوود سجستانى نسبت داده شده كه گفته است: در ميان اصحاب حديث مردى بىبندوبار و هرزه وجود داشت، همين كه حديث پيامبر (ص) را شنيد كه فرموده است: «فرشتگان بالهاى خود را در زير پاى طالبان علم مىگذارند» در ته كفشهاى خود دو ميخ آهنين قرار داد، و گفت: مىخواهم بالهاى فرشتگان را لگدمال كنم، پس از آن هر دو پايش دچار خوره شد.
«١٠٧» سنن ابوداوود ج ٢ ص ٢٨٥ ابن ماجه به شماره ٢٢٣ روضه الواعظين ص ١٢ و پيش ازاين مذكور شد
«١٠٨» از منيه المريد شهيد دوم نقل شده است