راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٧ - مقدّمه مؤلف
هيچ نظريّهاى در اين دانش از اين چهار قسم بيرون نيست.
انگيزه دوّم من، مشاهده علاقه صادقانه دانشجويان در فرا گرفتن فقه بود فقهى كه اگر كسى از خدا نترسد مىتواند آن را ابزار فخرفروشى و برترىجويى قرار دهد، و از مقام و منزلتى كه اين دانش در ميان مردم دارد در رقابتها و همچشميها از آن كمك بگيرد. فقه داراى چهار بخش است، و چون كسى كه درزىّ محبوب باشد محبوب است، بعيد نيست كه ترتيب اين كتاب به گونهاى كه در فقه است سبب جلب دلها به سوى آن شود.
با توجّه به اين مطلب بود كه يكى از دانشمندانى كه مىخواست دل برخى از سران را به دانش طبّ راغب سازد اين دانش را مانند تقويم نجومى در جدولهايى قرار داد، و ارقامى براى آن نوشت، و آن را تقويم الصّحه ناميد، تا با اين ترتيب كه براى آنها مأنوس بود. رغبت آنها را به مطالعه كتاب خود جلب كند.
بىشك كشانيدن دلها به سوى دانشى كه نتيجهاش زندگى جاويد مىباشد مهمّتر از جلب توجّه دلها به سمت دانشى است كه فايدهاش تنها تأمين صحّت بدن است، ثمره آن علم، معالجه دلها و ارواح است كه وسيله زندگانى ابدى است، و دانش طبّ كه عهدهدار درمان بدن است، و بدن كه خواه و ناخواه در معرض تباهى و نابودى قرار مىگيرد هرگز داراى چنين ارزشى نيست.
از خداوند توفيق و ارشاد و درستى كردار را خواستاريم كه او كريم و بخشنده است.