راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٦ - مقدّمه مؤلف
داشته است كه نتوانستهاند پرده از روى آن بردارند. اينها ويژگيهاى كتاب حاضر است در حالى كه حاوى مجموع اين علوم نيز مىباشد.
امّا دو چيز مرا بر آن داشت كه اين كتاب را به چهار بخش تقسيم كنم، نخستين آنها كه انگيزه اصلى من بود اين است كه رعايت ترتيب مذكور در تحقيق و تفهيم ضرورى است، زيرا دانشى كه مربوط به آخرت است به دو بخش منقسم مىشود، يكى دانش معامله است و ديگرى دانش مكاشفه، مقصود از دانش مكاشفه علمى است كه هدف آن تنها كشف معلوم و حقيقت است، و منظور از دانش معامله دانشى است كه علاوه بر كشف حقيقت عمل به مقتضاى آن نيز مراد مىباشد. هدف اين كتاب تنها دانش معامله است، و از دانش مكاشفه كه آوردن آن در كتب جايز شمرده نشده در اين جا سخنى نيست، زيرا اگر چه هدف نهايى جويندگان، و مطمح نظر صدّيقان همان دانش مكاشفه است، و علم معامله راهى است براى رسيدن به آن، ليكن پيامبران- كه درود خداوند بر آنان باد- با مردم جز درباره علم طريق و ارشاد به آن سخن نگفتهاند، و درباره دانش مكاشفه تنها با رمز و اشاره و يا تمثيل و اجمال سخن راندهاند، زيرا مىدانستهاند فهم عامّه مردم از درك آن ناتوان است. و «دانشمندان وارثان پيامبرانند»«٤» و جز اقتدا به شيوه انبيا راهى ندارند. دانش معامله نيز به دو بخش تقسيم مىشود، يكى علم ظاهر يعنى دانستن وظايف اعضاى بدن، ديگرى علم باطن يعنى دانستن اعمال دل، كارهايى كه اعضاى بدن انجام مىدهند يا عبادت است و يا عادت، و آنچه بر دل مىگذرد كه به حكم پنهان بودن آنها از حواسّ از عالم ملكوت است- يا ستوده است و يا نكوهيده،«٥» بنابراين علم معامله به چهار بخش تقسيم مىشود، و
«٤» كافى ج ١ ص ٣٢ ابوداوود ج ٢ ص ٢٨٥ سنن ابن ماجه شماره ٢٢٣ اين جزيى ازحديث ابى الدرداست
«٥» در الاحياء جملاتى اضافه بر اينها ذكر شده كه به اين شرح است : پس واجب است اين علم به دوبخش منقصم باشد: علم ظاهر و علم باطن علم ظاهر كه به جوارح و اعضا مربوط است نيز به عادات و عبادات تقسيم مى شود و علم باطن كه تعلق به احوال نفس دارد به مذموم و محمودمنقسم مى گردد