راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦١٦
نمىشد فاطمه (ع) فرمود: آن را در حال نماز از پايش بيرون آوريد، زيرا در آن حال آنچه را بر او مىگذرد احساس نمىكند لذا آن تير را به هنگامى كه مشغول نماز بود از پايش بيرون كشيدند.
غزّالى مىگويد: برخى از بزرگان گفتهاند: نماز از امور آخرت است، چون وارد نماز شوى از دنيا بيرون رفتهاى. ابو الدّرداء مىگفت: از فقه مرد اين است كه پيش از دخول در نماز حاجت خود را از خداوند بخواهد تا به هنگامى كه داخل نماز مىشود دلش فارغ باشد، و بعضى از آنان از بيم وسوسه نماز را سبك مىخواندند و تخفيف مىدادند. نقل شده است كه عمّار بن ياسر نمازى را سبك خواند، به او گفته شد: اى ابو اليقظان نماز را سبك گزاردى. پاسخ داد: آيا هيچ ديديد كه از حدود آن چيزى بكاهم، گفتند: نه، گفت: من بر وسوسه شيطان پيشى گرفتم، زيرا پيامبر خدا (ص) فرموده است: «گاهى بندهاى نماز مىگزارد، و براى او جز نصف يا ثلث يا ربع يا خمس يا سدس و يا عشر آن نوشته نمىشود. همچنين مىفرمود: «از نماز بنده تنها آن مقدارى را كه تعقّل كرده برايش نوشته مىشود.»«٥٤»
بدان گاهى قسمتى از نماز قبول و محسوب مىشود و قسمت ديگر ثبت نمىگردد، چنان كه اخبار بدان دلالت دارد، هر چند فقيه مىگويد: صحّت نماز قابل تجزيه نيست. ليكن آن معناى ديگرى دارد كه ما آن را ذكر كردهايم، و احاديث نيز مؤيّد اين مطلب است، زيرا روايت شده است كه نوافل نقصان فرايض را جبران مىكند«٥٥».
در خبر آمده كه عيسى (ع) گفته است: خداوند مىفرمايد: «بنده من با اداى فرايض از من نجات مىيابد، و با به جا آوردن نوافل به من تقرّب پيدا مىكند.»
پيامبر (ص) گفته است: «خداوند فرموده است: بندهام از من نجات نمىيابد مگر با اداى آنچه بر او واجب كردهام.» يكى از بزرگان گفته است: بنده
«٥٤» غوالى اللثالى چنان كه پيش از اين گذشت سنن ابى داوود ج ١ ص ١٨٤ با كمى اختلاف
«٥٥» مسند احمد ج ٤ ص ٦٥ و ١٣٠ سنن نسائى ج ١ ص ٢٣٢